DOWN WITH REACTIONARY PUPPET REGIME OF HAMID KARZAI, THE COUNTRY SELLING FAKE MAN

وقتی که پوقانه رژیم پوشالی کرزی از درون “می ترقد”!

 

از همان نخستین روز های تجاوز ایالات متحده امریکا به افغانستان، نیرو های واقعا وطن پرست، انقلابیون و بویژه انقلابیون مائوئیست معتقد و مطمئن بودند که این تجاوز آشکار، پدید آورنده دولت پوشالی و دست نشانده در افغانستان خواهد بود. از همین رو، مائوئیست ها و سایر افراد و نیرو های وطن پرست،  بر ضد پروسه خون و خیانتی که منجر به تشکیل دولت دست نشانده کرزی شد، به مبارزه پرداختند. ثمره کنفرانس بن اول، مشروعیت دروغین دولت پوشالی آینده در افغانستان بود. این دولت پوشالی،تنها  در انظار عده یی وجدان باخته و به پستی گراییده که ننگ دامان نهضت روشنفکری افغانستان بودند، و هیچگاه مورد تایید روشنفکران و نیروهای مترقی به شمار نمی رفتند، میتوانست مشروع جلوه کند.( سازمانهای پوشالی نظیر “رهایی” ، “راوا” و ” زبان بسته گان ساما- اینک ادامه دهنده گان” از این عده اند). توده های زحمتکش ستمدیده یعنی قربانیان  تجاوزگری های امپریالیستان و متجاوزان خارجی ( متجاوزانی که از طرف رسانه های خائن و ارتجاعی به “جامعه جهانی” و “نیروهای حافظ صلح” نامبردار شده بودند!) نیک میدانستند که کنفرانس بن، سوای معامله گری سیاسی میان رهبران خائن جهادی، عده یی به اصطلاح تکنوکرات مزدور غرب، و سایر نیروهای ارتجاعی و وطن فروش که زیر چتر حمایه امپریالیزم گرد آمده بودند، نمی توانست باشد. در کنفرانس بن، بر نقشه های شوم استعمارگران و متجاوزان بوسیله جهادی های وطن فروش، تکنوکرات های غرب زده ، بقایای وطن فروشان “خلقی” ، “پرچمی” و سایر نیرو های وطن فروش و مرتجع مهر تایید زده شده، و بدین ترتیب، خائنانی که در آن کنفرانس شرکت نموده بودند، بی شرمانه مادروطن را برای آمریکا-شرکا فروختند. در آنزمان که پای مصلحت های قدرت پرستانه و مزدورمنشی ها در میان بود، هیچ جهادی و هیچ تکنوکراتی پیدا نشد که اعلام دارد که: کنفرانس بن و پیامد آن پروسه خیانت و جنایت بوده، و دولت محصول آن نیز سوای دولتی پوشالی نخواهد بود. طی ده سال اخیر، نیروهای خائنی که شرکت کننده آن کنفرانس خیانتبار بودند، در مقاطع گوناگون، بوسیله دولت پوشالی و حامیان خارجی اش، در کرسی های بلند حکومتی، پارلمان پوشالی و سایر نهاد های تصمیم گیرنده و با صلاحیت ابقا و حمایت شده، و مصدر خدمات بزرگ برای استعمار و متجاوزان گردیدند! نیرو ها و احزاب خائنی که در کنفرانس بن شرکت نموده بودند، و هواخواهان و دنباله روان آن نیرو ها، طی یک دهه به تایید همه جانبه از عملکردهای وطنفروشانه دولت پوشالی و به “مشروعیت” بخشیدن به تجاوز آشکار امپریالیستان پرداخته، و ثابت نمودند که به مثابه کثیف ترین نیروها و عناصر خود-فروخته، در تاریخ افغانستان برای همیشه ملعون و منفور باقی خواهند ماند. طی یک دهه اخیر، نیروهای اشغالگر دست به هزاران جنایت خورد و بزرگ زده، و صدها بار مبرهن داشتند که آنها نه تنها برای مبارزه “بر ضد تروریزم” اینجا نیامده اند، بلکه آنها اشغالگران کثیفی اند که دنبال اهداف استراتیژیک و ضد بشری خویش، افغانستان را اشغال نموده، و خلق های این مرز و بوم را به برده گی و اسارت همه جانبه کشانیده اند. تشت رسوایی رژیم پوشالی حامد کرزی، از بام افتاده است. کافی است تا به تازه ترین نمونه “تف سربالا” کردن، و “بلند نمودن دامن ” رژیم بوسیله خودش، مکثی کنیم تا ببینیم که : پوشالیان چقدر حقیر و به چه اندازه سزاوار میلیارد ها میلیارد نفرین از سوی توده ها و انقلابیون خلقی میباشند! احمد ضیا مسعود، برادر و میراث بر “سیاسی” احمد شاه مسعود در عرصه کسب کرسی های بلند، همان احمد ضیا مسعودی که معاون رئیس جمهور، در مقاطعی کفیل رئیس جمهور ( حین سفر های خارجی کرزی)، و از چهره های سرشناسی که یکی از ممثلان برجسته پوشالی بودن رژیم خون و خیانت محصول کنفرانس بن است، اینک ظاهرا با اوج گرفتن “برادر” خواندن های مکرر و مصرانه “طالبان” از سوی حامد کرزی، اعلام میدارد که: دولتی که بعد از کنفرانس بن تشکیل یافته، و ادامه آن تا امروز، دولت واقعا و کاملا  دست نشانده بوده است. ” احسنت احمد ضیا مسعود! احسنت که تیشه به ریشه خویش زده ای!

از آقای ضیا مسعود، توده های میلیونی ما با شنیدن بیانات امروز اش، میپرسند که:

 

 تو که خود از جمله ارکان این دولت پوشالی در تمام دوره عمر کثیف آن بوده ای، چگونه به خود جرئت میدهی که حین اعتراف به پوشالی و دست نشانده بودن این دولت، خود را سوا و تبرئه کنی؟ مگر میشود با اعتراف به دست نشانده بودن دولت، خویشتن را که از ارکان قدرت پوشالی بوده باشی، کنار بکشی؟ مگر هفت-تیر به شقیقه ات گذاشته بودند، و به اکراه و به عنف ترا برکرسی ننگ و خیانت معینیت ریاست جمهوری دولت پوشالی نشانده بودند؟ مگر تو از خود اراده ، غیرت و شهامت نداشتی که انگار ترا بدون اراده ات برکرسی معاونیت ریاست جمهوری دولت پوشالی نشانده بودند؟ یا اینکه : اینکه خود را به حماقت و “حماریت” میزنی؟ تو که تمام دوره خیانت پراگنی خویش را به استحمار توده ها کمر بسته بوده ای، هنوز فکر میکنی که توده ها قادر به شناسایی خنجر خونریزت نیستند؟ مگر تو خود از قصابان به نام و سرشناس دولت خونخوار و دست نشانده کرزی نیستی؟

 

 

و اما، اینکه پوشالیانی نظیر احمد ضیا مسعود با آنهمه کارنامه های سیاه  وطن فروشی و مزدوری به امریکا-شرکا، حال به پوشالی بودن و دست نشانده بودن رژیم اعتراف میکنند، این اعتراف ناشی از بیدار شدن وجدان این گونه پوشالیان نیست. زیرا که  این قماش پوشالیان، بی وجدان تر از آن اند که با وجدانیات سر و کار داشته باشند. سایه سنگین هزاران جنایتی که مرتکب شده اند، آنها را برای همیش در ظلمات بی وجدانی و بی احساسی زیر چتر شوم خویش خواهد داشت. پوشالیانی نظیر احمد ضیا مسعود، تا بدان حد غرق در جنایتکاری های گذشته و حال خویش اند که کوچکترین سراغی از افغانستانی بودن و مردم دوستی در وجود شان باقی نیست. اصولا نیرو های اخوانی نظیر پوشالی مانحن فیها هرگز از وجدان، وطن پرستی و مردم دوستی برخوردار نبوده اند. آنانی که در دبستان ضد بشری “اخوان” سبق خوانده باشند، جز وطن فروشی و دشمنی با منافع توده های میلیونی ستمدیده، “کمال”ی ندارند! پس اعتراف تازه احمد ضیا مسعود را به چی باید تعبیر کرد؟ این اعتراف، مبرهن میدارد که : دولت پوشالی و دست نشانده، چنان در انظار توده های میلیونی ما و اذهان توده های سایر کشور ها منفور و مردود بوده، و به اصطلاح روشنفکران خاین، این دولت چنان به “بحران مشروعیت” دچار شده است که: دیگر جدا غیر قابل دفاع و غیر قابل ابقا میباشد! حتی پوشالیانی که بر اریکه های قدرت لمیده اند نیز درک نموده اند که : از این بیش نمی توان خویشتن را به “خری” زد! خلق های این سرزمین حالا با هزاران تجربه دریافته اند که: این رژیم ، از همان آغاز تا اکنون، دست نشانده و پوشالی بوده است! لهذا، اینک، پوشالیانی از قبیل احمد ضیا مسعود، با اعترافاتی از این دست ، میخواهند باز برای خویش وجهه ملی تراشیده، و چهار صباحی افزونتر باز کمر به “استحمار” توده ها ببندند. غافل از اینکه: این پوشالیان خود به استحمار خویش مشغول اند، و توده های میلیونی ستمدیده، جنایتکاران و پوشالیان جهاد را، به هر طرزی که “جامه بپوشاند، ازطرز خرام شان میشناسند!”

سازمان کارگران افغانستان، برای توده های ستمدیده کشور خویش و برای همه نیروهای ملی، وطن پرست و مترقی اعلام میدارد که: اینک که رژیم پوشالی از لحاظ سیاسی کاملا افشا و رسوا شده است، اینک که حتی سردمداران این رژیم کثیف، بر پوشالی بودن و دست نشانده بودن خویش و رژیم خویش مجبور اند اعتراف کنند( و این امر نشاندهنده ضعف همه جانبه این رژیم پوشالی است. این رژیم ضعیف است، زیر که پوشالی است)، در چنین شرایطی، وحدت انقلابی توده های میلیونی در امر مبارزه بر ضد متجاوزان و دولت پوشالی، اساسی ترین گامی است که ما را در روند آزاد سازی وطن از چنگال استعمارگران متجاوز و دولت دست نشانده یاری میرساند. تنها مائوئیسم است که میتواند فرمانده انقلاب افغانستان باشد! بنابراین، رسالت همه مارکسیست –لنینیست-مائوئیست های کشور ما میباشد که بر اختلافات غیر اصولی فایق آمده، با تکیه بر اصول، و با تمسک جستن بر مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم، دست به دست هم داده، چه در تئوری و چه در عمل، به پیشآهنگ انقلاب مبدل گردند. سازمان کارگران افغانستان، رسالت خویش میداند تا همه نیروهای ملی، وطن پرست و همه رفقای مائوئیست خویش را به اتحاد عمل در مبارزه انقلابی فراخوانده، و مرگ رژیم پوشالی را شیپور گردد!

 

                              به پیش در راستای اتحاد انقلابی بر ضد اشغالگران

                                  زنده باد جنگ ممتد خلق و قدرت سیاسی سرخ!

                                       مرگ به اشغالگران و دولت دست نشانده!

                                افتخار به مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم –این سکاندار انقلاب                 جهانی- 

                                در راه سرخ انقلاب دموکراتیک نوین، به پیش!

                      

                                   سازمان کارگران افغانستان(م.ل.م)

                                     اول ثور، 1391

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s