جنبش انترنتی یا مبارزه دوخط(کمپاین در راستای عمده گی بخشیدن به مائوئیسم یا جنبش انترنتی در متن مبارزه دوخط


  

 هر موضع گیری سیاسی بدون شک موقعی که با مخاطبان مواجه میشود برانگیزنده سه حالت خواهد بود:

۱- برخی آنرا تایید نموده و یا اینکه در راستای تایید یا تکمیل آن موضع گیری میکنند

۲- برخی آنرا رد و نفی نمودهُ به استدلال در برابر آن می پردازند.

۳- برخی شاید موضع ” بی طرف” یا ” با سکوت برگزار کردن” اختیار کنند. این موضع گیری یا ناشی از عدم جدیت یا ناشی از بی خبری ” بی طرف”ها خواهد بود.

از زمانی که حزب کمونیست پیرو تحت رهبری صدر گونزالو از “مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسمُ عمدتا مائوئیسم ” یاد کرد حدود سی سال میگذرد. جنبش انقلابی انترناسیونالیستی تا سالیان ۱۹۹۳ هنوز حاضر به قبول رسمی مائوئیسم نشده بود. دستگیری صدر گونزالو به سال ۱۹۹۲ یک سال با رسمیت یافتن مائوئیسم در خط جنبش انقلابی انترناسیونالیستی فاصله داشت. بدین ترتیب می بینیم که مبارزه دو خط اصولی را که صدر گونزالو آغاز نموده بودُ با رسمیت یافتن مائوئیسم در جنبش انقلابی انترناسیونالیستی به نفع رسمیت یافتن سومین مرحله در تکامل ایدئولوژی پرولتاریا به ثمر رسید. هم حزب کمونیست انقلابی آمریکا (تحت رهبری باب آواکیان) و هم جنبش انقلابی انترناسیونالیستی در پذیرش و درک مائوئیسم یعنی در رسیدن به مائوئیسم تعلل و بطالت ورزیدند. به هر حالُ در پرتو مساعی صدر گونزالو و از برکت جنگ خلق در پیرو بود که مائوئیسم برای جهانیان معرفی گردید. پراجندای رویزیونیست امروزی و “صدر پراچندای مائوئیست” دیروزُ زمانی که مائوئیست بودُ آنرا با الهام از صدر گونزالو و در پرتو دست آورد های تئوریک صدر گونزالو برگرفته بود. امروزه کمتر سازمان و یا حزب مائوئیستی موجود است که از نقش پیشآهنگ حزب کمونیست پیرو و راهبری داهیانه صدر گونزالو  چشم پوشی تواند کرد. اما آنچه از نظر اکثر عقب افتادگان جنبش مائوئیستی ” پنهان” مانده، دستاورد های تئوریک-پراتیکی است که صدر گونزالو بر گنجینه علم انقلاب پرولتاریایی افزوده است. آن دست آورد ها ناشی از فورمولبندی و سرانجام غنامندی مائوئیسم بوسیله صدر گونزالو اند. دستگیری صدر گونزالو منجر به تسلط جو “بهتان” و “تهمت” بر رهبری کبیری گردید که شمشیر چهارم کمونیسم بوده است. بخش بزرگی از نیرو های مدعی مائوئیسم، اگر هم بهتان ها و تهمت های ” پیمان صلح” ، ” نامه ها” و ” ویدیو” های منسوب به صدر گونزالو را دربست نپذیرفتند، اما موضغ گیری های شکاکانه اختیار کردند. امپریالیسم فرهنگی تحت حمایت مستقیم سیا و دستگاه های ضد بشری، در صدد برآمدند تا با مسلط ساختن فضای ابهام و شک در جنبش مائوئیستی نسبت به صدر گونزالو، از درخشنده گی خیره کننده رهبری کبیر بکاهند. در این میانه، حزب کمونیست انقلابی امریکا که در میان بخشی از نیرو های مائو تسه دون اندیشه و مائوئیست شهرتی به هم رساینده بود، به جای آنکه قویا به دفاع از صدر گونزالو و شرافت انقلاب بپردازند، هر از چند گاهی  در نشرات و موضع گیری های خویش اکت و ادای ” حارنوال” ها را در آورده، و در عقب این اکت و ادا ها، میخواستند از “کنار” زده شدن صدر گونزالو به نفع خویش، و برای ایجاد دیکتاتوری شخصی آواکیان بر جنبش انقلابی انترناسیونالیستی استفاده کنند. با اینهمه پیوسته فرکسیون سرخی در ریم و خارج از آن وجود داشته است که به دفاع از صدر گونزالو و نفی و رد “بهتان” ها و  افسانه پردازی های ساخته و پرداخته رژیم ارتجاعی پیرو- سیا اقدام ورزیدند. دستگیری صدر گونزالو  در مختل شدن پروسه معرفی مائوئیسم به جهان موثر واقع گردید. از همین جهت است که عمده گی مائوئیسم و برخی از گزاره های بنیادین مائوئیستی نه تنها به درستی برای نیرو های انقلابی به درستی قابل دریافت نبود، بلکه فضای خفقان و بهتان که حتی اذهان برخی از نیرو های انقلابی را نیز مسموم نموده بود، سبب گردید که صدر گونزالو و اندیشه توانای وی – اگر هوسرل وار حرف بزنیم- به تعلیق گذاشته شده، و ” داخل پارانتز” ماندنند! اما مائوئیست های اصولی هیچگاه به کنار گذاشته شدن صدر گونزالو تن در ندادند زیرا که کنار گذاشتن صدر گونزالو همانا کنار گذاشتن مائوئیسم است. همانگونه که آواکیان و هواخواهانش صدر گونزالو و حزب کمونیست پیرو را متهم به ” سکتاریزم” و ” دگماتیزم” میکردند، هواخواهان و تالیان مستقیم و غیر مستقیم آواکیان، امروزه مائوئیست های انقلابی را که رهبری انقلابی خدشه ناپذیر صدر گونزالو را قبول دارند متهم به سکتاریسم و دگماتیزم میکنند. کمپاین کنونی را که سازمان کارگران افغانستان راه اندازی نموده است بخش اعظمی از نیرو های مائوئیست به استقبال گرفتند و به معرفی مواضع سازمان ما اقدام ورزیدند. زیرا که مواضع ما فراخوانی در جهت فکر کردن مجدد و اصولی در مورد مائوئیسم و رسیدن به مائوئیسم میباشد. اما سنتریست ها و “مائوئیست” های قلابی که از اصحاب مستقیم و یا غیر مستقیم آواکیان و پاراچندا و امثال آن دو اند، هیچگاه تن به پذیرش رهبری انقلابی خدشه ناپذیر صدر گونزالو نداده و نخواهند داد. زیر ا که به کرسی نشستن عمده گی مائوئیسم به معنی تایید و پذیرش دست آورد های مائوئیستی صدر گونزالو، و در حقیقت تایید مائوئیسم میباشد. رویزیونیست های آواکیانی و پاراچندایی را با مائوئیسم میانه یی نیست. آنها با دست انداختن به احساسات انقلابی توده ها،با استفاده از اتوریته جهانی جنگ خلق- اتوریته یی که از موضع گیر محکم صدر گونزالو در تز ” جنگ خلق تا کمونیسم- منشا میگیرد- خویشتن را مائوئیست خواندند و در مورد پاراچندا و بخش بزرگی از حزب کمونیست متحد نیپال، حمایت توده یی را طی سالیان جنگ خلق از آن خود کردند. این رویزیونیست ها سرانجام دست آورد ده سال جنگ ممتد خلق را در بدل کرسی پارلمان و سایر امتیازات حقیر به بورژوازی فروختند. موضع گیری صدر گونزالو که از همان آغاز و تا آخرین لحظه یی که آزادانه مبارزه میکرد قاطع و بر مبنی نفی پارلمانتاریزم بود. چنین موضع گیری همان مائوئیسم و عمده گی بخشیدن به مائوئیسم است. اگر آواکیان ها و پاراچنداها، اگر هوا خواهان و فریب خورده گان این دو، صدر گونزالو را مستقیم و یا غیر مستقیم نفی نکنند، نمی توانند از ” شر ” مائوئیسم خلاص شوند. از همین رو است که کمپاین سازمان ما نیز که در حقیقت در جهت به کرسی نشانیدن مواضع مائوئیستی صدر گونزالو نیز میباشد مورد نفرت و انزجار رویزیونیست ها و سنتریست ها واقع میگردد. قسمی که در اول این نبشته گفتیم، بدیهی است که برخی از “رفقا” در سطح ملی و بین المللی در ضدیت با  و نفی مواضع ما موضع خواهند گرفت. این امر بدیهی و بلکه خیلی هم ضروری خواهد بود. زیرا که کسانی که در ضدیت با عمده گی مائوئیسم قرار میگیرند، موضع طبقاتی خویش یعنی موضع طبقاتی بورژوازی را نماینده گی می کنند و اثبات میکنند که قرار گرفتن آنها در صف رفقای ما تصادفی و ” اشتباه”ی بیش نبوده است. ما این تصادف و اشتباه را جدی گرفته و سنتریست ها و رویزیونیست ها را با خشونت انقلابی از صف پرولتاریای انقلابی کنار خواهیم ضد. اینست جان کلام کمپاین جاری ما. برخی از وبسایت های مائوئیستی از درک به قول خودشان ” عمدتا مائوئیستی” بودن ما به اصطلاح کلافه شده اند. برای وضاحت بیشتر شانُ ما می باید جداگانه با اهم شان داخل بحث شویم. ما تا حد توان و وقت خویش به “وضاحت” دهی در این خصوص برایشان خواهیم پرداخت. اگر مائوئیسم را مرحله سوم و عالی ترین – البته در لحظه کنونی۰ در تکامل علم انقلاب پرولتاریایی بدانیم – که میدانیم و سایر مائوئیست ها نیز میدانند- لهذا نسبت به مارکسیسم و لنینیسم عالی تر بودهُ  و از آنجایی که عمده ترین مسئله در مائوئیسم عبارت از قدرت سیاسی برای پرولتاریا بودهُ و این قدرت سیاسی بوسیله راه اندازی جنگ خلق و پیروزی انقلاب بدست می آیدُ و از آنجایی که جنگ خلق گزاره مائویی بوده، و نیز این  مائوئیسم است که فرمانده انقلاب جهانی است، لهذا بر مارکسیسم-لنینیسم عمده گی دارد. مائوئیسم شکل تکامل و جهش یافته مارکسیسم-لنینیسم است. از آنجایی که در فورمولبندی مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم بوسیله صدر گونزالو، عمده گی از آن مائوئیسم یعنی از آن عالی ترین قله تا حال موجود میباشد، لهذا ما از مارکسیسم- لنینیسم-مائوئیسم عمدتا مائوئیسم حرف میزنیم. مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم عمدا مائوئیسم ایدئولوژی علمی و انقلابی پرولتاریای بین المللی میباشد. این ایدئولوژی پارچه جدا رشته و بافته از مائوئیسم نیست، بلکه همان مائوئیسم است که در مرکز فرماندهی و در مقام عمده گی قرار میگیرد. مائوئیسم را عمده تر میدانیم تا از سویی خدمات فناناپذیر صدر مائو تسه دون به علم انقلابات پرولتاریایی را وقع گذاریم، و از سوی دیگر جنبه جهانشمول آنرا اعلام داریم. سوم اینکه: از این پس، این مائوئیسم است که متکاملتر خواهد شد. مارکسیسم و لنینیسم تنها در متن مائویسم است که معنی امروزین پیدا میکند. لهذا مارکسیسم-لنینیسم- مائوئیسم یک کلیت ارگانیک بوده، و در این کلیت، عمده گی از آن مائوئیسم است. برخی از گزاره های مهم مائوئیستی که به شکل منسجم و به مثابه ادامه و تکامل کار صدر مائوتسه دون، در فورمولبندی مائوئیسم بوسیله صدر گونزالو قویا دخیل بوده اند، در ذیل می آیند. نا گفته نماند که : عدم قبول این موارد از سوی سنتریست های آواکیانی و پاراچندایی، ریشه ی پاگیری رویزیونیسم و رفرمیزم در صفوف پرولتاریایی گردیده است. اهم موارد قرار ذیل اند:

۱- نظامی ساختن سازمان ها و احزاب مائوئیست

۲- رهبری متحدالمرکز حزب، ارتش و جبهه متحد ملی ضد امپریالیستی

۳- قبول تداوم جنگ خلق تا کمونیسم

۴- مطالعه و آگاهی از ” سرمایه بیروکراتیک”

۵- درک مراحل سه گانه انقلاب جهانی، و قبول اینکه: انقلاب گرایش عمده عصر ما بوده، و انقلاب جهانی در لحظه کنونی در مرحله تعرض استراتیژیک انقلاب جهانی قرار دارد.  قبول و به کارگیری فورمولبندی مائوئیسم بوسیله نیرو ها و احزاب انقلابی مائوئیستی 

پذیرش و تلاش برای به کار گیری مائوئیسم و عمده گی بخشیدن به موارد بالا، عبارت از راه ما است. کسانی که این مواضع ما را قبول دارند، در سنگر دفاع از انقلاب اند. خوشبختانه بخش بزرگی از مائوئیست های دنیا، از زمان آغاز کمپاین ما، به گونه مستقیم یا غیر مستقیم از پلمیک بندی ما آگاهی یافته، و غور بر سر این مسئله را در دستور کار سازمانها و احزاب با هم رفیق میدانند. بخشی به ندانم کاری و “بی طرفی” مبادرت ورزیده اند. این ” بی طرف”ها درحقیقت آب در اسیاب ارتجاع میریزند.

آن عده از نیرو هایی که مائوئیسم را- و بخصوص پشنهاد های علمی صدر گونزالو را قبول نداشته، و بر آن حمله ور شوند، بدیهی اس که در صفوف دشمنان انقلاب قرار خواهند داشت. ما همانگونه که از دوستان انقلاب افغانستان و سایر نیروهای انترناسیونالیست سپاس به عمل می آوریم، نیز کوشش میکنیم  تا پلمیک خویش را با آنان پیش برده، و از مائوئیسم- فرمان انقلاب جهانی- به گونه انقلابی  در برابر ضد مائوئیست ها به دفاع برخیزیم.  با پذیرفتن دست آورد های علمی و تیوریک صدر گونزالو ، با در پیش گرفتن مبارزه دو خط سالم و نیرومند میتوانیم به جنگ سنتریست ها و سایر مخالفانی که تاب شنیدن و حتی خواندن اسناد مائوئیستی را ندارند ، خواهیم رفت. ما با پیش گیری مبادله مباحثات با ایشان ، از عمده گی مائوئیسم در برابر همه ایدئولوژی های غیر کمونیستی دفاع به عمل می آوریم. همانگونه که از استقبال مائوئیست های خارجه از مواضع ما بوسیله ما به نشر رسیده و به گوش همگان قرار گرفت، به همین نهج کوشش میکنیم تا اهم موارد و بحث های تیوریک را که میان ما و جناح های رد کننده دست آورد های صدر گونزالو رخ میدهد، در وبسایت خویش به نشر بسپاریم. البته شمار “رد کنندگان” ما اندک است. زیرا که همه نیرو های سنتریست نمی توانند در هر شرایطی آزادانه برآیند کنند، و از طرفی دیگر با افشای ماهیت رویزیونیستی آواکیان و پاراجندا، صدر گونزالو باید دوباره به مثابه ضمانت پیروزی انقلاب جهانی پرولتاریایی در صحنه حاضر گردد تا باشد که با پیروزی  انقلاب جهانی پرولتاریایی بوسیله جنگ خلق،  به سوی کمونیسم همیشه درخشان روانه گردیم. امروزه، هر عنصر ویا جریانی که تز ” جنگ خلق تا کمونیسم” و رهبری معظم صدر گونزالو را قبول نداشته باشد نمی تواند دم از مائوئیست بودن زند. اعلام مواضع از طرف ما نه از قماش “وبلاگ بازی” معاندانی است که ما را بدان متهم میکنند. اعلام مواضع ما طی ارسال نامه های سرگشاده به احزاب و سازمانهای برادر بوده، و این شیوه یی کمونیستی است نه خرده بورژوایی و وبلاگ بازی. اگر ” منتقادان” از وبلاگ بازی، منظور شان این باشد که چرا سایت رسمی ما وبلاگ است و نه یک “دومین آدرس”. با آنکه پاسخ گفتن به چنین پرسشی ارزش ندارد با آنهم جهت تفهیم شان باید گفت : بخش بزرگی از سازمانها و احزاب کمونیست جهان از وبلاگ به حیث پایگاه رسمی انترنتی خود استفاده میکنند. و آنگهی سازمان ما نه “انجو” دارد و نه هوای “انجوداری” و” انجوبازی ” در سرش کارگر می افتد تا از مزایای پولهای “هوایی” بتواند یک “وب دومین” دست و پا کند. هنوز امکانات اقتصادی ما برای ما اجازه راه اندازی وب دومین و عهده دار شدن “هاستینگ” آنرا نمی دهد. آنانی که وب سایت “دومین” دار دارند، حتی مورد مواخذه اعضای خود قرار گرفته و گند انجویزم و شارلاتانیزم مالی شان به فلک برخاسته است. ما از امکانات دست داشته میکوشیم به حد اکثر توان استفاده کنیم. مگر نه غیر آنست که معاندان از موثریت ” وبلاگ” ما به فغان شده، و ما را “متهم” به ایجاد “جنبش انترنتی” کرده اند! آری ، ما منکر نیستیم بلکه افتخار هم میکنیم که با “وبلاگ”خود در سطح جهان و از طریق “انترنت” جنبش راه انداخته باشیم. حقیقت آنست که ما هنوز به حدی که معاندان مبالغه راه انداخته اند نتوانسته ایم مواضع “عمدتا مائوئیستی” خویش را به گونه همه جهانی تبلیغ و ترویج کنیم. به هر حال، با توجه به امکانات محدود خویش ،گزیری از ماندن در همین حد نداریم.بااینهمه میکوشیم تا با اقتضای امکانات سطح تبلیغ و ترویج خویش را نیز افزایش دهیم. ما با مبارزه دو خط است که ” جنبش انترنتی” راه اندازی میکنیم و گرنه ما را با “جنبش انترنتی” کاری نبوده و راه اندازی آنرا به عهده ” وبلاگ بازان” وبلاگهایی از قبیل:”ورکرز درید ناوت” میگذاریم! ما جنبش انترنتی مائوئیستی خویش را در متن مبارزه دو خط راه اندازی میکنیم و از آن به مثابه کمپاین در راستای تبلیغ و ترویج ” عمده گی ماوئیسم” و افشا و طرد اپورتونیسم و رویزیونیسم استفاده میکنیم. این است “راز” و ” رمز” علاقمندی ما به ” مائوئیسم انترنتی”!

 

            زنده باد جهانی شدن مارکسیسم-لنینیسم -مائوئیسم

              به پیش در راستای استفاده سرشار از انترنت در خدمت انقلاب پرولتاریایی

                          برکنده باد ریشه رویزیونیسم و “انقلابیون” لفظی

                            زنده باد  مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم،عمدتا مائوئیسم

                                 سازمان کارگران افغانستان(مارکسیست-لنینیست-مائویست،عمدتا مائوئیست)

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s