طالبان و امريكا

گزارش ذيل را يك تن از هواداران جريان دموكراتيك نوين افغانستان  براي ما فرستاده است. وي كه به اين گزارش از طريق گزارشگران رسانه ها  دست يافته است، آنرا براي ما گسيل داشته است. با اينكه اين گزارش با اصطلاح بر طبق موازين ژورناليستيك كه همانا تعبيري بورژوايي از نوعي ارائه گزارش “بيطرفانه” اما در اصل، مبتني بر نوعي نقطه نظر مركز گريز است، و غرض از اين مركزگريزي نيز همانا “فرار” از قيد تعهد نسبت به طبقات ستمديده است، ميباشد، و در آن، جهت حفظ به اصطلاح “توازن” ، نقطه نظريات ضد خلقي از سوي نماينده گان ارتجاع نيز گنجانيده شده است،  اما از آنجايي كه بخش هايي از آن انعكاس دهنده واقعيت هاي موجوده و مبني بر افشاگري مناسبات ميان امريكاييها-انگليسسي ها و “طالبان”‌است، لهذا، آنرا جهت مزيد معلومات خواننده گاني كه هنوز از توهمات “ضد امريكايي” بودن طالبان رها نشده اند، در اينجا “پوست” ميكنيم.

بديهي است كه اين “گزارش” نقطه نظرهاي ما را نماينده گي نميكند، زيرا كه سندي سازماني نيست،  و مواردي كه ما با بخش هايي از اين گزارش هم آوايي داريم،‌ همانهايي است كه از سوي توده هايي كه از ايشان نقل قول ها ارائه شده است، ميباشد. اين موارد، افشاگري هايي در خصوص روابط آشكار و “پنهان” ميان طالبان و نيروهاي خارجي اشغالگر ميباشد. در حقيقت، تاكيد روي اين افشاگري ها،‌سبب نشر اين گزارش از سوي ما شده است. و الا،‌ ما را به منعكس ساختن نظريات و خزعبلات دلقكاني فرومايه نظير “فياض مهرآيين ها” كاري نيست. محض جهت مزيد معلومات آناني كه هنوز اسير توهمات در خصوص ضديت نيروهاي آمريكايي با طالبان اند، اين گزارش را  آورده ايم.

جا دارد كه بخشي از  نامه مختصر رفيق محترم فرستنده “گزارش” را كه در ايضاح اين گزارش نبشته اند را نيز در اينجا بياوريم:

گزارشی را که گزارشگران رسانه ها ارسال نموده است و.. به اسلوب و معیار های غرب که در انگلیسی و روز نامه

های جهان غرب معمول است،  برای تان ارسال می دارم

  فقط “یک چیز را ثابت می کند که امریکا حامی طالبان نیز است… برای کسانیکه  تضاد علیه دولت را می پذیرند و

طالب را نیرو ملی می دانند  یک جواب دندان شکن است

ما نيز به مثابه يك جواب دندان شكن براي آنانيكه از نيروي قهقرايي طالبان “مقاومتگران واقعي” ميسازند، اين گزارش را به نشر ميرسانيم

 

 

طالبان و امریکا

 

طالبان در سالی که گذشت بر مناطق بیشتری  ازسمت شمال  مسلط شدند و اطراف شهر های بزرگ شمال چون میمنه ، شبرغان ،سرپل و حتی مزارشریف را دست خوش نا امنی ها کرده و درین مناطق دست یافتند .

منابع امریکایی از جمله اوباما رییس جمهور امریکا در ارزیابی سالانه خود با آنکه از پیشرفت ها  خبر داد ، دست آوردهایش را در جنگ افغانستان شکننده خوانده است .(شاید از روی ….)

در گزارش سالانه اوباما که بدین منظور انتشار یافته آمده است   صد ها امریکایی و خارجی  مستقر در افغانستان جان خود را از دست داده اند  معلوم دار است که هزاران نظامی و افراد ملکی افغان نیز تلف شده اند  که این رقم در مقایسه به سالهای قبل نظیر نداشته و بیشترین این قربانی ها درسمت شمال کشور بوده است  .

در ولایات شمال که پیوسته رسانه ها در گزارش ها از آن به عنوان مناطق امن سخن میگفتند هم اکنون مناطق وسیع تا پنچ کیلومتری مراکز ولایات شمال ،  مورد تهدید  طالبان قرار دارند  .

هم اکنون شاهراه جوزجان الی سرپل پیوسته از طرف طالبان مورد بازجویی قرار میگیرد و در شاهراه  مزارشریف الی فاریاب در چندین نقطه  طالبان هر از گاهی در آن  حضور می یابند و راکبین را بازجویی میکنند .

 

جنرال باز نشسته اردو و کارشناس مسایل نظامی آقای غوث الدین خان( درد مند)  گفت :

” استراتیژی های کشور های غربی بویژه امریکا در اصل نا امن ساختن مرزهای کشور های نفت خیز آسیایی میانه است تا با استفاده از نا امنی ها بتوانند که در مداخله به منابع سر شار نفتی آسیایی میانه که در همسایه گی شمال افغانستان  قرار دارند راه پیدا کنند  و بدین منظور جنگ از سمت جنوب کشور به شمال کشانده میشود “

جنرال غوث الدین (درد مند)  باورمند است که با گذشت هر روز دامنه جنگ در شمال گسترش می یابد .

جنرال (دردمند) استدلال میکند که طالبان بنابر ترکیب قومی شمال و دوری شمال از مراکز اکمالاتی شان که در پاکستان می باشد ، هرگز نمیتوانستند که در شمال به چنین نیروی که هم اکنون دارند دست یابند مگر اینکه دستهای پیدا و پنهان خارجی ها طالبان را در شمال کمک نمی کرد .

جنرال در یک برابر گزاری  طرفین در گیر جنگ، یک طرف را منظم تعلیم دیده با امکانات تسلیحاتی پیشرفته و طرف دیگررا چار طالب بیسواد و بی خبر از دنیا تعریف  کرد .

او امکانات جنگی طرفین را غیر قابل مقایسه  با یکدیگر میداند و حیرت زده از رشد سریع طالبان در شمال می باشد.

او  بطرف نیرو های امریکایی اشاره کرد ه افزود که خود این نیرو ها بصورت مرموز قوماندان های طالبان را در شمال یاری می رسانند .

 

 گزارشگر این گزارش  هفت روز تمام  سعی کرد تا درین باره نقل قولی ازامریکایی های مستقر در شمال را اخذ کند که  امریکایی ها حاضر نشدند. فقط فرد مسوول هم آهنگی مدیای نیروی های خارجی در شمال  گفت که درین مورد از سخن گفتن معذرت می خواهد.  

 

در شمال افغانستان قوماندانهای جهادی بزرگ که مانع رشد طالبان پنداشته میشدند بصورت مرموز به قتل رسیدند که میتوان از داود داود ، احمد خان سمنگانی ،احمد قوماندان فاریابی  قوماندان سلام پهلوان الماری ،قوماندان اوراض ضابط دولت آبادی  و چندین قوماندان های خورد و کوچک  دیگر ترور شدند و عاملین قتل هیچکدام دستگیرنشد و معلوم نگردید که از کدامین مراجع حکم قتل این افراد صادر شده است  .

 

 محمدعظیم عظیمی  فعال جامعه مدنی و کارشناس سیاسی میگوید :

” طالبان دراوایل جکومت کرزی در شمال وجود نداشتند و بعد ها هم بسیار به ساده گی میشد نابود گردند که عمدی نابود نگردیده و زمینه رشد شان توسط خارجی ها بویژه امریکایی ها و انگلیسی ها مهیا شد و امروز به نیروی شکست ناپذیر در شمال تبدیل شده اند .”

عظیم ادعا دارد که انگلیس ها و امریکایی ها برای طالبان شمال غیر مستقیم کمک  می کنند .

آقای عظیم به دو دیپلومات انگلیس که به جرم کمک به طالبان از افغانستان اخراج شده بودند اشاره نمود.

 

دو دیپلومات انگلیسی ایرلندی بتاریخ 17 دلو 1386 بجرم کمک با طالبان توسط دولت افغانستان از کشور اخراج شده بود و دولت افغانستان اعلان نموده بود که این دو دیپلومات قصد ساختن مرکز آموزشی برای طالبان را داشتند .

 

خلیفه حبیب  باشنده شهر شبرغان یکی از دریوران  که در شاهراه میمنه الی  ولسوالی المار دریور است به گزارشگر  چنين  گفت :

” در  روز های که عملیات عساکر بطرف المار نباشد موتر های خارجی ها به قریه های المار میروند و در قریه های که طالبان در آنجا هستند بی ترس داخل شده و ساعتها می مانند .”

خلیفه حبیب اضافه نمود که ساعتها در راه بنابر مانع شدن خارجی ها منتظر مانده و بعد از بر گشت خارجی ها از دهکده های المار، وقتی داخل قریه شده طالبان مسلح بسیاری را دیده که به تلاشی راکبین موتر او پرداخته اند .

آقای حبیب ادعا کرد که قوت های خارجی و طالبان را در فاصله 500 متری از همدیگر  دیده  است که هیچکدام بالای  طرف دیگری فیر نمی کردند و مدعی شد که به چشم خود مواد خوراکی کنسروشده امریکایی ها را در نزد طالبان دیده است و تعجب نموده که این مواد چگونه بدست طالبان  رسیده است.

 

یکی از دهقان های دهکده ی بنام سالار تپه ولسوالی چاربولک ولایت بلخ که نمی خواهد اسمش در رسانه پخش گردد میگوید :

 “من شبی که بالای خرمن خود بودم  در همان شب نیرو های خارجی  را دیدم که ساعت نه بجه شب ربروی قریه  ما در سرک قیر توقف کردند و با ده نفر موتر سایکل سوار دو ساعت مجلس نموده و بعد طالبان بطرف قریه رفته اند و خارجی ها بسوی شهر مزار شریف. “

دهقان چاربولک که از افشای نامش در رسانه ها هراس دارد مدعیست که طالبان وسایل زیادی را به موتر سایکل های شان بار کرده بودند که صدای انجن موتور های شان تا دور دست ها شنیده میشد .

 

محمد گل خان یکتن از خان های مربوط ولسوالی غورماچ ولایت فاریاب که با تمام اعضای فامیل خود به هرات مهاجر شده است  چنین حکایت کرد:

” من  درین چند سال اخیر تحت حاکمیت طالبان زنده  گی کردم اما علت مهاجرت من تعجب من در باره جنگ  خارجی ها با طالبان است، خارجی ها هر قوماندان طالب را که بخواهند نابود میکنند و اگر نخواهند نمی کنند”

خان به ادامه حکایت خود افزود :

” روزی در یک مراسم دفن میت قوماندانی از طالبان نیز وجود داشت که در بین دها تن طیاره از هوا او را شناسایی نموده وبا فیر مرمی نابودش ساخت اما بار ها دیده ام که گروه گروه طالبان مسلح در سرک بوده اند و طیاره آمده است و بالای هیچکدام فیر نکرده است.”

آقای خان مدعی شد که بکرات چنین حوادث در غورماچ تکرار شده است که گاهی فردی از طالبان در مخفی  گاه خود کشته شده و زمانی در دشت و بیابان هم بالایش  فیر صورت نگرفته است .

او  جنگ خارجی ها را با طالبان مضحکه ی  دانست که هیچ کس از آن سر در نمی آورد.

 

جنگ در جنوب با آن حدت و شدت که قبلا جریان داشت  اکنون جاری نیست و مناطقی در هلمند که در گذشته بدست طالبان اداره میشد هم اکنون در قبضه نیرو های دولتی افغان و ایتلاف بین المللی قرار دارند .

طالبان در هلمند به میانجگری مردم با دولت آتش بس نموده اند و در پروتوکول که بتاریخ پنجم جنوری 2011  روزنامه هشت صبح از آن خبر داد آمده است که طالبان مکلف به خنثی سازی مین های کار گزاری شده شان شده و برای نیرو های تروریست بیگانه اجازه ورد در منطقه را نمی دهند و دولت ملزم به توقف عملیات و بازسازی منطقه بعد از بر قراری این متارکه می باشد .

 

 افسر بلند رتبه محمد خان  یکی از قوماندانهای اردوی ملی که در جنوب کشور مسوولیت داردمیگوید :

” از شش ماه بدینسو طلبان  از مناطق ساحه مسوولیت ما نابود شده اند و یا به کدام ولایت دیگر رفته اند  مردم ولسوالی های که نیرو های ما در آن حضور دارند با خاطر آرام به زنده گی صلح آمیز روزمره شان می پردازند .”

دگروال محمد پالیسی و برخورد پرسونل خود را با مردم عامل آرامش در منطقه وانمود میکند .

 

در مظاهره که در ماه دسمبر مردم هلمند براه انداخته بودند از دولت خواستند که بجای نیرو های خارجی اردوی ملی افغان را در مناطق شان جابجا سازند.

 

مهر آیین ریس دفتر والی بلخ گفت:

 

“والی ولایت بلخ ماه ها قبل چندین بار از رشد طالبان و عدم توجه دولت مرکزی اخطار کرده بود که بدان توجه نشد با تاسف که حالا ما شاهد نا امنی بیشتر در شمال هستیم . ادعای را که خارجی ها مخالفان را کمک میکنند در سطح یک شایعه دربین مردم شنیده ایم که بدون تحقیق  نمی توانیم در زمینه مهر تایید یا  رد  بدان بگذاریم.”

آقای فرهاد دلیل ازدیاد نا امنی ها در شمال را بیکاری مردم و عدم پرداخت به اشتغال یابی در شمال وانمود کرد.

 

استاد پوهنتون آقای شفیق  به گزارشگر گفت:

” در جهان امروزی  نیرو های رزمی وسایلی اند برای تامین اهداف استراتیژیک، برای بکار اندازی این وسایل بهانه  مشروعیت هم لازم است.  قوت های امریکایی وطالبان هم جز ازین وسایل اند  که بدون شک جهت بر آورده شدن اهداف بکار گرفته میشوند .”

آقای شفیق  اضافه کرد که   یکی از اهداف  استراتیژیک امریکا ، انگلیس و کشور های منطقه رسیدن به  منابع نفتی بحیره کسپین است که نیرو های نظامی امریکا،ناتو و طالبان  برای رسیدن به این هدف  وسایل اساسی اند که توسط طراحان این استرتیژی مورد استفاده قرار می گیرند .

 

 

 

 

 

 

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s