خزعبلات تروتسکیست های شرمسار تقوایی در سراشیب رس وایی!

خزعبلات تروتسکیست های شرمسار

تقوایی در سراشیب رسوایی!

جریان “کمونیسم کارگری” منصور حکمت، در همان زمان زنده بودن خود منصور حکمت بن بست خویش را شاهد بود. با آنهم، برای آنانیکه هنوز ذوق زده این جریان خرده بورژوایی اند، جریانی که نه از آن خرده بورژوازی دموکرات، بل از آن خرده بورژوازیی چاکر امپریالیسم جهانی است، “بهار عربی” سیلی های محکمی بود که یکی پی دیگر به رخسار بی آزرم این جریان وارد آمد. این جریان خرده بورژوایی، “زمستان نافرجام” خویش را با آمدن این “بهار” شاهد بوده است.بهار عربی، با آنکه حتی عقب مانده ترین لایه های خرده بوژوازی را که هرگز مدافع یا مدعی مارکسیسم نبوده است را نیز از خواب بیدار نموده است، و امروزه کسی که حتی درکی سطحی از دانش مارکسیستی به هم رساند در پرتو آنچه در خاور میانه و شمال افریقا رخ داده است، میداند که “مرحله انکاری” تروتسکیستی، به گزاف گویی های بیماران مصاب “مانیا” می ماند، اما جریان مزدور حکمت-تقوایی، هنوز مرده ریگ رویزیونیسم تروتسکی را حمل میکند و این تقوایی “بی خبر” از همه جا است که یکسره جیغ بر میدارد: “سوسیالیسم همین امروز”. طرفه اینکه آن سوسیالیسم کذایی همین امروزی، نه از مارکس و انگلس ( و چه رسد به تروتسکی که “ادعای شاگردی آن دو را میکرد) که از “نابغه ” یی بنام منصور حکمت و از نوچه نابغه ی شاگرد وی آمده است! می بینیم که این تروتسکیست های شرمسار، زمانی که کوس خود خواهی را به صدا در می آورند حتی مقتدای خویش را که تروتسکی باشد نیز را نیز “میفراموشند”. حال، هواخواهان این جریان “گزافه سرای” ، به قدری بلوف میزنند که حتی شنیدن و خواندن آن نیز جز ضیاع وقت چیزی در بر ندارد:

“تظاهرات ضد سرمایه داری 2013 اسپانیا در پرتو اندیشه حمید تقوایی
هیچ زمانی مانند امروز سرمایه داری در شکل کلاسیک و ناب “بازار آزاد” چنین مسلط و حاکم بر همه دنیا و در عین حال چنین بی افق و در بن بست نبوده است. دیگر نه فئودالیسم و استبداد فئودالی در هیچ گوشه ای از دنیا وجود خارجی دارد که بتوان فقر و فلاکت و بیحقوقی ها و مصائب اجتماعی را ناشی از آن دانست و نه اردوگاه شوروی ای در کار است که بتوان سرمایه داری بازار آزاد را با برچسب “آنتی توتالیتاریسم” بمردم دنیا فروخت. بیش از سی سال ..الخ”

رفقای “جمعی از مائوئیست های ایران” بن-بست های ایدئولوژیک-سیاسی این جریان را به گونه سیستماتیک به بررسی گرفته اند که شایان یادآوری و ستایش برانگیز است. با اینهمه، برای افشا و طرد تروتسکیست های شرمسار، کافی نیست که حرف آخر و افشاگری آخر را اعلام داریم. به قول معروف، “مرده” ی رویزیونیسم را هرچه بیشتر چوبکاری کنید، برایش کم است!

تشت رسوایی حکمت-تقوایی از بام “کمونیستی” افتاده است! کافی است که حقارت این دو خرده بورژوا را در نفی بی آزرمانه و توطئه آمیز لنین و حتی مارکس از سوی این “حضرات ” یاد آوری کنیم. لابد این تولد “حکمت ” بوده که 197 سال به تعویق افتاده، و الا دست “مارکس” از همان آغاز از پشت بسته بود، و نیازی به “حضرات” پرودون و خرده بورژواهای نظیر وی نبود که به مصاف وی آیند!

تروتسکیست های شرمسار، خود را به کوری می اندازند و غالب بودن جنبه و مرحله دموکراتیک در “بهار عربی” را که پراتیک به اثبات رسانیده است، و ناشی از شرایط عینی و ذهنی است، را نمی پذیرند! چنین بیشرمیی تنها از کسانی ساخته است که از یکسو از کمونیسم وآنهم از جنس کارگری اش ( لابد کمونیسم میتواند غیر کارگری هم باشد؟؟؟!!!) حرف میزنند و هم زمان نه مائوئی، نه استالینی، نه لنینی و حتی نه انگلسی و نه هم مارکس را به رسمیت میشناسند و رهبر نخستین دولت سوسیالیستی جهان را “مرتجع” و عامل تعویق کمونیسم میخوانند.

خزعبلات تروتسکیست های شرمسار اینک “عالمگیر” شده است، و تنی از نوچه های Mental retard( مصاب بیماری تاخر عقلی) این جریان مسقوط (aborted ) اینک با کمال افتضاح، در صفحه یی که در فیس بوک به نشر رسانیده است، پایه ی تقوایی بیچاره را که از الفبای کمونیسم هنوز بویی نبرده است، برتر از مارکس قرا ر داده و مینویسد:

·

طرفداران حمید تقوایی رهبر انقلاب ایران کمونیسم حقیقی که تئوری حقیقی و صریح و روشن آن قبل از منصور حکمت و حمید تقوایی بیان نشده است، اجرای بی واسطه اصول انسانی سوسیالیسم،نفی استثمار و ایجاد آزادی های بی قید و شرط سیاسی و اجتماعی لازمه یک زندگی حقیقتا انسانی است.این از تفاوت های مهم و تاریخ ساز تئوری و عمل و پراتیک منحصر به فرد حزب کمونیست کارگری ایران است.

January 7 at 8:08am · Like · 1

آخ که وقاحت این دشمنان کمونیسم تا کجاست! حال این حمید تقوایی است که “تکامل سوسیالیسم از تخیل به علم” را برای نخستین بار مینویسد و انگلس بیچاره را discredit ( صلب صلاحیت علمی) میکند! به این میگویند دشمنی با کمونیسم! حالا از کمونیسم در کشکول “کمونیسم کارگری” هیچ کسی سوای دوقلوی “حکمت-تقوایی” باقی نیست! رویزیونیسم اگر در شمایل آمریکایی و “ینگه دنیایی” خویش، با “ّبرگذشتن “از مائو، “جنازه ” مارکسیسم را میخواند، و عطای آنرا به لقایش می سپارد، در کشوری آخند زده “شرقی” نظیر ایران، اینک، حتی آغاز سوسیالیسم علمی و بنیانگذاران کمونیسم را منکر میشود. آری که پشت و روی سکه ی رویزیونیسم یکی است. یکی از اول می برد و دیگری از آخر! رویزیونیسم در هر عبا و قبایی که باشد، یکی است و آن دشمنی با انقلاب و کمونیسم.

جریانی که چنین گستاخ بر مارکسیسم میتازد، حتی بیشرمتر و نادانتر از آکادمیسین های بورژوازی است، مادامیکه آنها، کمونیسم و تکامل تاریخی سوسیالیسم علمی را مورد مطالعه قرار میدهند اما آنرا مورد پذیرش قرار نمی دهند. چنین جریان گستاخ و نادان، طبیعی است که باید سراسر دست آورد های سوسیالیسم و مبارزه بین المللی پرولتاریا را به هیچ گرفته، و تجربه تاریخی ساختمان سوسیالیسم از لنین شروع به بعد را اینگونه پلشتانه به تازیانه رد و طرد بندد:

از نظر من تئوری “فاز اول سوسیالیسم” لنین، یک تئوری کاملا ارتجاعی در راه به عقب انداختن کمونیسم و جایگزین کردن “سیاست جدید اقتصادی” ضد سوسیالیستی یا ان ای پی لنین به مردم بود که رد این تئوری توهم آلود، تفاوت ذاتی و ریشه ای کمونیسم کارگری را با کل تئوری های پایه ریز نظام سرمایه داری دولتی شوروی حتی با لنین روشن می کند

حال از این «نا-خوانده ملا” ها باید پرسید: شما که کمونیسم را با “حکمت” آغاز میکنید، و مارکس وانگلس را به هیچ میگیرید، حال چرا اینقدر یاد فراموش شده اید که گناه ی “به عقب انداختن کمونیسم” ی را که “تا زمان منصور حکمت و تقوایی وجود نداشت” در گردن لنین بیاندازید و تیوری های مارکسیسم-لنینیسم را ارتجاعی خوانده و لنین را مرتجع بخوانید!!!

شما “حکمتیست” های پورنو، که از حتی از فرهنگ بورژوایی نیز جز پورنیسم و انحطاط بی بهره اید، چگونه شهامت به خرج میدهید و به پیشوایان پرولتاریا توهین میکنید؟

به قول معروف و به اصطلاح فارسی زبانان افغانستان، این “دیده درآیی” تروتسکیست های شرمسار، ناشی از آنست که :

مارکسیست-لنینیست-مائوئیست ها طوری که شاید وباید، به گونه اصولی مشت به دهان این خزعبلات پراگنان خرده بورژوازی نکوبیده اند. کمونیست ها، باید قطعی کنند که دیگر این “پورنو”ها، نمی توانند حتی نامی از کمونیسم برند. زیرا که “کمونیسم” اینها، کمونیسمی است که حتی از مارکس نیز محروم است، و در این کمونیسم، چیزی نیست و “چیزی نمی ماند” جز خزعبلات منصور حکمت و تقوایی! طرفه اینکه این خزعبلات تنها در منظر توله سگان امپریالیسم است که میتواند “کمونیسم ” خوانده شود!

نفرین به منادیان کشکول حماقت خرده بورژوایی حکمتیست ها

زنده باد کمونیسم!

سازمان کارگران افغانستان(م.ل.م)

جنوری 2013

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s