طبقه کارگر ایالات متحده امریکا، قربانی عمده ی سی است های تجاوزکارانه آن کشور د

پرولتاریای همه کشور ها، متحد شوید

طبقه کارگر ایالات متحده امریکا، قربانی عمده ی سیاست های تجاوزکارانه آن کشور د

کمیته مرکزی

سازمان کارگران افغانستان

(مارکسیست-لنینیست-مائوئیست، عمدتا مائوئیست)

جنوری 201321

آماده شده برای انترنت بوسیله: گروه دبیران جنگ خلق

جنگ خلق تا کمونیسم!

طبقه کارگر ایالات متحده امریکا، قربانی عمده ی سیاست های تجاوزکارانه آن کشور

آموزگاران کبیر پرولتاریای بین المللی میگفتند که: ملتی که بر دیگر ملت ها ستم روا داشته و آنها را به اسارت میکشد، خود نیز آزاد بوده نمی تواند.

ایالات متحده امریکا نیز شامل این قاعده است. تجاوزگری ایالات متحده امریکا طی بیش از یک دهه اخیر به کشور های عراق و افغانستان، ثابت ساخته است که با اشغال این کشور ها از سوی امپریالیسم امریکا-شرکا، این تنها کشور هایی که تحت سیطره در می آمدند نبودند که از دم اژدهای امپریالیسم خون آشام میسوختند، بل، طبقه کارگر ایالات متحده امریکا نیز در این حریق سوخته و قربانی پتیاره گی های امپریالیستی کشور خویش شده است.

این فرزندان بیچاره و فقیر طبقه کارگر امریکا و این طبقه کارگر ایالات متحده بوده است که به حیث ” چوب سوخت” در کشور های عراق و افغانستان، کشته و یا زخمی شدند. آنان به قتل رسیدند تا باشد که سیادت امریکا را بیشتر تامین کنند! پر واضح است که آن راستایی که فرزندان طبقه کارگر امریکا در افغانستان و عراق کشانیده شدند، گزینه بنیادین و خواست طبقه کارگر امریکا نبوده است، بل این امپریالیسم است که فرزندان پرولتاریا را از اش میرباید. در روم باستانی، پرولتاریا را از آن رو بدین نام میخوانند که سوای فرزند، مایملکی ندارد! حال بیایید و ببینید که خنجر بران سرمایه ی امپریالیستی، پرولتاریا را حتی از فرزندانش و داشتن فرزندان نیز محروم کرده است و آنها را بی دریغ در افغانستان و عراق قربانی سیاست های تجاوزکارانه خویش ساخته است. لحاظا، میتوان به سهولت دید که پرولتاریای امریکا، بیچاره تر از حتی تعریف تاریخی و بنیادین “پرولتاریا” است!

حال، این به عهده پرولتاریای مبارز ایالات متحده امریکا است که مجسمه نمادین آزادی نیویارک را که چیزی سوای ریشخند بورژوازی بر آزادی نیست، نابود نموده، و بر ویرانه های آن، مجسمه کارگر زنجیر شکن را، ظفر نمون، برافرازد!

بخش اعظم سپاهیان ارتش متجاوز امریکا در افغانستان که در این کشور کشته شده اند، پرولتر زاده هایی بوده اند که بالاتر از تعلیمات مکتب را ندیده بودند، و به دانشگاه ها راه نیافته بودند. این کشته شده گان، از گروه های نژادی گوناگون ساکن آمریکا، اعم از سفید، بومی، لاتینو، سیاهان و…بوده اند. تنها طی حدود یک دهه یعنی از اکتوبر 2001 تا به ختم سال 2010 بع تعداد 1446 نفر از پرسونل نظامی آمریکا در افغانستان کشته شده اند. بیایید نظری بیافتگنیم که این کشته شده گان کی ها بوده اند؟ هفتاد فیصد این کشته شده گان، تعلیماتی بالاتر از دوره مکتب ندیده اند. و این درست خلاف ادعا های دروغین امپریالیست ها است که با دروغ و با بلوف حالی میدارند که ارتش آنها مجهز با نفرات دارای تحصیلات و تعلیما عالی نظامی است. 12 فیصد کشته شده گان، قادر بوده اند که دوره لیسانس را به اکمال برسانند. 2 فیصد از کشته شده گان، حتی دوره تعلیمات مکتب را نیز به پایه اکمال نرسانیده بودند. 10 فیصد شان شمولیت برخی از کالج ها را یافته بودند، سه فیصد شان، تنها در کالج های ابتدایی تعلیم دیده بودند، و سرانجام تنها 5 فیصد شان، به اکادمی نظامی رفته و تعلیمات دیده بودند.

اگر از لحاظ تناسب سنی بررسی کنیم، بخش اعظم کشته شده ها را نوجوانان و جوانان تشکیل میدهند. جوانانی که تازه یا از مکتب فارغ شده بودند یا اینکه به زحمت صاحب 1-2 سال تجربه در محیط کاری بودند. از میان 1446 کشته شده گان،بع تعداد 445 تن آنان (31 فیصد از مجموع) به سن 22 سالگی یا کمتر از آن کشته شده بودند. هفتاد و یک فیصد کشته شده گان، ( 1035 تن شان) قبل از رسیدن به سن 30 سالگی به قتل رسیده بودند. در میان کشته شده گان، 23 تن زنان نیز شامل بوده است. از لحاظ فیصدی ترکیب نژادی:

سفید پوستان (89 %)، بومیان (0.9%)، سیاه پوستان (8.2 %)، آسیایی (1.8 %)

در مورد هویت نژادی 33 تن دیگر از کشته شده گان، هنوز معلوماتی ارائه نشده است.

با آنکه سفید پوستان فیصدی بالایی از کشته شده گان را به نمایش میگذارد، اما، زمانیکه از کتگوری نژادی به قومیت برگردیم، و سرانجام حتی با توجه به خود تناسب نفوس نژاد ها و گروه های قومی داوری کنیم، آنگاه به “ظرافت” هایی متوجه میشویم که رساننده آنست که: دست “پنهان” اپارتاید، چندان هم در شکل دهی درصد تلفات، بی تاثیر نبوده است. گروه قومی “هسپانیک” ها، به سال 2008 میلادی، پانزده فیصد از نفوس را در ایالات متحده تشکیل میدادند. با توجه به اینکه این “پانزده فیصد” متحمل یازده فیصد تلفات در جنگ افغانستان شده است، آنگاه هویدا میگردد که “فیصدی” هایی که اقلیت ها را تشکیل میدهند، علی الرغم ظاهر فریبنده “فیصدی پایین” در تلفات جنگ در افغانستان، حامل بار بیشتر تلفات در این جنگ اند.

در یک سروی، از میان 163 تن از تلفات جنگی، 78 فیصد آنان، قبل از پیوستن به خدمت نظامی، مشمول طبقه کارگر بوده اند. اگر این درصد را با 62 % نیروی کار استخدام شده در آمریکا که در شمار طبقه کارگر آن کشور است( احصائیه 2010 میلادی) بسنجیم، به وضوح معلوم میشود که : این عمدتا طبقه کارگر آمریکا است که از جنگ تجاوزکارانه آمریکا متضرر شده است. امپریالیسم امریکا که بالای توده های ستمدیده افغانستان انواع مظالم و اجحاف روا داشته است، خود نیز با فرو بردن دشنه ستمگری بر جگر گاه طبقه کارگر کشور خویش، که بزرگترین طبقه اجتماعی ایالات متحده است، اسباب نابودی داخلی خویش را فراهم کرده است. این به عهده پرولتاریا است که به مثابه گورکنان بورژوازی آمریکا، آن کشور را از لوث سرمایه داری پاک گرداند.

امپریالیسم امریکا، به منظور فریب توده های کشور خویش، به مشوب ساختن ذهنیت ها، و پاشیدن تخم شووینیسم ادامه داده است. شووینیسم امریکایی، برخاسته از سیاست های امپریالیستی و ناشی از عقبمانده گی سیاسی- ایدئولوژیک طبقات تحت ستم آن کشور است. از منظر دلایل شمولیت کشته شده گان مانحن فیها در خدمت نظام، میتوانیم به وضوح موارد ذیل را بیابیم

-اینکه با توجه به اینکه 70 % شان برخاسته از پایین ترین طبقه جامعه یعنی طبقه کارگر بوده است، باید “مشکل اقتصادی” را بیشتر مطرح میکردند. حال آنکه تنها 26 فیصد مشمولین مانحن فیها، این مشکل را دلیل ثبت نام خود بیان داشته اند. این خود میرساند که:

یا آنها به دلیل “غرور جوانی” و “کتمان حقیقت” نمی خواهند افلاس و ورشکسته گی اقتصادی خویش را برملا دارند و به دلایل دیگر میچسبند، یا اینکه، دلایلی دیگری در بین است که در ذیل می آید

-پنجاه و هفت فیصد مشمولین، علت ثبت نام خود به خدمت نظامی را “پاتریوتیسم” یعنی وطن پرستی خوانده اند. زمانی مفهوم اصلی این پاتریوتیسم را درک میکنیم که ببینیم که: 17 فیصد بقیه، هم “مشکلات اقتصادی” و هم “پاتریوتیسم” را انگیزه شمولیت خویش قلمداد کرده اند.

چرا پاتریوتیسم یک روکش است، و طبقه کارگر حرف نگفته خویش را با زبان بی زبانی، با آن بیان میدارد؟:

-اینکه، اشرافیت کارگری سبب شده است که طبقه کارگر اسیر و شکار شووینیسم امریکایی شود. دست کم، از لحاظ ذهنیت سازی، این طبقه، از لحاظ سطح آگاهی کنونی، به مصداق سخن مارکس “انسان-بورژوا” ، طبقه کارگر امریکا که تحت سیطره و هژمونی بورژوازی امپریالیستی قرار دارد، شووینیسم تزریق شده ی بورژوا ها را تحت نام “پاتریوتیسم” به خود برچسب میزند. برای ما کمونیست ها مهم آنست که برای طبقه کارگر حالی کنیم که: باید این برچسب بیگانه را از خویش به دور افگنند و دیگر سراغ “پاتریوتیسم”ی را که با منافع طبقاتی اش بیگانه است، نگیرد.

از لحاظ زنده گی شهری و روستایی، از آنجایی که پرولتاریای امریکا، بیشتر در شهر ها و شهر های کوچک متمرکز اند، بایستی تلفات مانحن فیها نیز بیشتر ارتباط به شهر ها گیرد. نتیجه تحقیقات نیز نشاندهنده آنست که نزدیک به نیمی از کشته شده گان از شهر های بزرگ و نواحی آن برخاسته اند. (متروپولتیانز)

بورژوازی امریکا، “صاحب خانه” یی است که پرولتاریا را که بزرگترین طبقه اجتماعی آن کشور است، به مهمان مبدل کرده است، و چی مهمانی؟!

خرج گر از کیسه مهمان بود

حاتم طایی شدن آسان بود!

هر هفته دوبیلیون دالر از حاصل عرقریزی و استثمار نمودن طبقه کارگر، امپریالیسم امریکا صرف هزینه جنگ در افغانستان میکند. بدین ترتیب می بینیم که این طبقه کارگر امریکا است که مجبور است که سالانه صد بیلیون دالر بابت “پیشبرد” جنگ “پاتریوتیستی” در افغانستان، به کیسه بورژوازی کشور خویش فرو ریزد! اگر هزینه جنگ عراق را نیز که آنهم بیشترینه برگرده طبقه کارگر آمریکا سنگینی کرده است، با هزینه امپریالیسم امریکا در جنگ افغانستان یکجا بشماریم، آمار درشت چهار تریلیون دالر فرادید می آید! آری! این پرولتاریای آمریکا است که با پرداخت این رقم، حتی پرولتر تر از پرولتاریای روم باستان شده است. البته با یک فرق و آن نه اینکه پرداخت این رقم ،وی را به این پرتگاه افگنده باشد. پرداخت این رقم، وضعیت پرولتاریایی اش را حفظ و تشدید کرده است، و اما، کشته شدن فرزندانش در دو جنگ افغانستان و عراق، وی را که دیگر حتی “فرزند مند” نیز نیست، به “پایین”تر از پرولتاریای روم کشانیده است. آری! پرولتاریای امریکا در سده ی بیست و یکم، حتی مالک فرزندان خویش نیز نیست، و آنها را قربانی و نذر خدای سرمایه در معبد “پاتریوتیسم” میکند!

و اما در مورد مردم مظلوم افغانستان که قربانیان تجاوز ایالات متحده امریکا- شرکا اند:

مردم سلحشور و آزادیخواه ما، همانگونه که تاریخ پرافتخار ما شاهد آنست، هیچگاه یوغ استعمار و تجاوزگری بیگانه گانی را که قصد بهره کشی از ایشان و به اسارت کشیدن شانرا داشته اند، را به گردن ننهادن اند. هم از این رو است که صد ها هزار نفر از هموطنان بی دفاع و ستمدیده ما، توسط نیروهای اشغالگر به قتل رسیده، زخمی و معلول شده، و برعلاوه بیش از یک میلیون نفر بی خانمان و ترک وطن شده اند. برعلاوه، تاثیرات زیانبار اسلحه شیمیایی که در افغانستان از سوی امپریالیست ها استعمال شده است، به مراتب در درازمدت خطرناکتر و خانمان برانداز تر از کشتار هایی است که یانکی ها-شرکا از طریق زمین و هوا در افغانستان مرتکب شده اند. طنز زننده آنست که: اشغالگران متجاوز، به اینهمه سبعیت و دهشت افگنی های خویش، با این اعمال تروریستیی که مرتکب میشوند، نام “دفاع از دموکراسی” و ” از بین بردن تروریسم” میدهند. مردم ما میدانند که هم “طالبان” عروسک های کوکی و دست نشانده های کثیف خود یانکی ها بودند و هم اینک، رژیم پوشالی با همه دم و دستگاه یالدار و دمدار طالبی-خادی-جهادی-تکنوکرات اش، توله های دست آموز امپریالیست های اشغالگر اند. هم از این رو است که: توده های ستمدیده ی میلیونی ما، همانگونه که “طالبان ” دهشت افگن و طن فروش را تایید نمی کنند، رژیم پوشالی کرزی را نیز در وطن هرگز مورد تایید قرار نمی دهند.

تنها یک را باقی است تا باشد که توده های ما حاکم بر سرنوشت خویش شوند و آن: راه اندازی جنگ آزادیبخش ملی، و در لحظه ی کنونی به شکل مقاومت ملی، مردمی و انقلابی و به مثابه مرحله یی از جنگ ممتد خلق به منظور به پیروزی رسانیدن انقلاب دموکراتیک نوین میباشد. انقلابی که سه کوه یعنی امپریالیسم، فئودالیسم و کاپیتالیسم بیروکراتیک و کمپرادور های وابسته به آنرا آماج قرار داده، و با برچیدن و درهم کوبیدن “آرگاه و بارگاه” ارتجاع، افغانستان دموکراتیک نوین را پی ریزی خواهد کرد.

یادداشت:

در نقل آمار و ارقام، منابع ذیل، بیشتر مورد استفاده بوده است:

American Military Deaths in Afghanistan, and the Communities from which These Soldiers, Sailors, Airmen, and Marines Came.

Authors:Michael Zweig, Michael Porter, and Yuxiang Huang

By : the Center for the Study of Working Class Life

www.lalkar.org

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s