سندی از رفیق پولاد در افشاء رویزیونیسم “سازمان انقلابی” / پاسخ به حملات خصمانه رویزیونیستهای دون صفت«سازمان انقلابی»

سندی از رفیق پولاد در افشاء رویزیونیسم “سازمان انقلابی”

پاسخ به حملات خصمانه رویزیونیستهای دون صفت«سازمان انقلابی»

 


“سازمان انقلابی”دربخش اول اراجیفنامه اش حملات اپورتونیستی راعلیه جنبش انقلابی پرولتری(مارکسیستی- لنینیستی- مائوئیستی) چنین آغازمی نماید:«مائوئیست ها درغرب به “شورش” آمده” کارگران” دورآنان حلقه زده” علاقه مندان” متفنن به پرچانگی بچه گانه پرداخته و دراین ببن” پولاد” فراری ازمیان آتش وشعله داغ شده، جرس ضد سازمان کوبیده وهمه باهم زیربیرق زرد اپورتونیزم، علیه سازمان انقلابی افغانستان”قیام” کرده اند».

 عجب خیال پردازیهای ابلهانه ای! گردانندگان “سازمان انقلابی” درعنوان “نوشته” ای شان درحقیقت صفات مشخصه  خودرابیان کرده اند.اینهاهمچنین رویزیونیسم خودرا”انقلاب”خوانده وبرجنبش انقلابی پرولتری(م-ل-م) برچسب اپورتونیسم زده اند که چیزجدیدی نیست.همه رویزیونیستها واپورتونیستها خودرا”انقلابی”وانقلابیون را”اپورتونیست”می خوانند.فرق بین گروه های رویزیونیستی واپورتونیستی بادیگراحزاب وسازمانهای بورژوائی هم همین است که اینهاماسک “انقلاب”برچهره می زنندوشعارهای بظاهر”انقلابی”سرداده وبدین وسیله توده های خلق رافریب می دهند؛ازاینروافشای ماهیت ارتجاعی وضدانقلابی آنها برای توده های خلق،اهمیت حیاتی دارد. ومبارزه با امپریالیسم وارتجاع بدون مبارزه بارویزیونیسم واپورتونیسم ممکن نیست. مبارزه علیه اپورتونیسم ورویزیونیسم درسطح جامعه وجهان،مشکل ترازمبارزه علیه دیگرانواع سازمانهای بورژوائی وخرده بورژوائی ودیگرتشکلات ارتجاع فئودال کمپرادوری وامپریالیسم است. اینکه بخشهای مختلف جنبش انقلابی پرولتری(مارکسیستی- لنینیستی- مائوئیستی)علیه انواع اپورتونیسم ورویزیونیسم مبارزه می کنند، وظیفه ای آنهاست. سازمان “انقلابی” خودرا” انقلابی” می خواند ومارا” اپورتونیست”؛ این واقعاً بسیارزشت است. درحالیکه خط سیاسی- ایدئولوژیک ومواضع ونظرات اپورتونیستی ورویزیونیستی “گروه انقلابی….” و”سازمان رهائی “، یعنی خط ایدئولوژیک – سیاسی ایکه ” طی حدود سه ونیم دهه خط رهنمای اعضای “سازمان انقلابی” نیزبوده است وهمین اکنون باستثنای موارد معینی که با رهبری “سازمان رهائی” روی آن اختلاف نظرومشکل پیداکرده اند؛ بصورت کلی هنوزهم خودرا برخط ایدئولوژیک- سیاسی ومواضع ونظرات  رهبری  قبلی سازمان سلفش(داکترفیض احمد فقید) وفاداردانسته وبرهمین اساس حرکت می کند. ما اشتباهات وانحرافات اپورتونیستی ورویزیونیستی گروه ها وسازمانهای منسوب به جنبش چپ را طی چهاردهه اخیرمورد نقد وبررسی قرارداده ایم، منجمله “سازمان رهائی” را؛ ولی اینها ازنقداپورتونیسم ورویزیونیسم ” گروه انقلابی….” و”سازمان رهائی” وانحرافات رویزیونیستی واپورتونیستی جدی کنونی خود  شان دچارتب لرزه شده وبه هذیان گوئی افتاده اند. اینهاازاین وحشت دارند که نسل جدیدازروشنفکران مترقی به زوایای تاریخ گذشته ای انحرافی،منجلاب اکونومیستی ورویزیونیستی آنها در”سازمان رهائی” ومواضع ونظرات رویزیونیستی واپورتونیستی کنونی شان آگاهی حاصل کرده ودیگربه آسانی نمی توانند رویزیونیسم خودرا برای آنها “کمونیسم”جابزننند.”سازمان انقلابی” صادقانه وبه شیوه انقلابی گذشته ای اپورتونیستی ورویزیونیستی وتسلیم طلبی خودرا نقد نکرده وخط رهنمای “سازمان” کنونی اشرا براساس خط انقلابی پرولتری عیارنه ساخته است. اینها ازنقد گذشته وحال “سازمان رهائی” ویا سازمان کنونی شان به وحشت افتاده وبا شیوه ای غیرپرولتری واپورتونیستی دربرابرانتقادات ما عکس العمل کاملاً خصمانه وضدانقلابی نشان داده اند. گروه اوباش وفحاشی را تشکیل دادند تا به سطح کوچه وبازارعلیه ما فحاشی کند وجاسوسی نماید وبقول خود آنها می خواهند ازطریق فحاشی وناسزاگوئی گویا غرورمارا بشکنانند!این واقعاً فاجعه باراست! اپورتونیسم ورویزیونیسم درطول تاریخ آن تا این سطح خودرامفتضح وبی آبرونکرده است. صرف نظرازدیگرموارد؛همین فحاشیها،اتهام زنیها، توطئه گریها وجاسوسیها علامت بارزاپورتونیسم ودلیل ضعف ودستپاچگی ” سازمان انقلابی” است. این عمل سازمان “انقلابی” نهایت زشت وازعملکردهرگروه وسازمان ارتجاعی دیگری علیه جنبش انقلابی پرولتری(م-ل-م) هم ارتجاعی تراست. سازمان “انقلابی” نقد مارا”قیام” علیه خود تلقی می کند ومی خواهد رویزیونیسم ومائوئیسم ستیزی خودررازیراین لفافه پنهان کند.نقد مااز”سازمان رهائی”وسازمان”انقلابی” ودیگرخطوط انحرافی ازجمله وظایف ما درمبارزۀ قاطع علیه انواع رویزیونیسم واپورتونیسم است.من درنوشته های قبلی ام تا حدی موارد انحرافی اپورتونیستی ورویزیونیستی آنهارامشخص کرده ام.بفرض اگرسازمان “انقلابی”ازگذشته انحرافی رویزیونیستی اش گسست واقعی می کرد وواقعاً معتقد به (م- ل-ا) می بود، با آنکه هنوزبه درک علمی وانقلابی پذیرش” مائوئیسم” منحیث عالی ترین مرحله ای تکامل مارکسیسم- لنینیسم ، نرسیده بود؛بخشهای مختلف جنبش انقلابی پرولتری(م-ل-م) با آن دررابطه وهمکاری قرارمی گرفتند. ازجانب دیگراگر”سازمان انقلابی” ماهیت علمی وانقلابی اندیشه مائوتسه دون را درک می کرد؛ هرگزچنین خصومتی با “مائوئیسم”نمی داشت وعلیه آن به مبارزه برنمی خاست وانقادات اصولی مارا”لاطائلات مائوئیستی”نمی خواند. اما راه “سازمان انقلابی” معلوم است واین خصومت ورزی آن علیه (م-ل-م) ناشی ازرویزیونیسم”سه جهانی” واپورتونیسم آنست.برخلاف عقیده ونظراینهاودیگراپورتونیستها ورویزیونیستها؛ ما ئوئیسم مرحله متکامل تراندیشه مائوتسه دون بوده وعالی ترین مرحله تکاملی مارکسیسم- لنینیسم تا امروزاست.” سازمان انقلابی” به ادامه همان گذشته ای رویزیونیستی”سه جهانی” اش وبه پیروی ازرهبران رویزیونیست مرتد وضدانقلابی چین،باانقلاب فرهنگی پرولتاریائی خصومت داشته ودارد. انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی راکه یک دست آوردانقلابی بزرگ پرولتاریای جهان است ودرپرتوتئوری”ادامه انقلاب تحت دیکتاتوری پرولتاریا” وزیررهبری رفیق مائوتسته دون صورت گرفت وبدین وسیله انقلاب چین ودیکتاتوری را برای یکدهه ازشکست توسط باند رویزیونیست چینی نجات داد؛ولی “سازمان رهائی” آنرایک “هرج مرج”ارزیابی کرده است. “سازمان انقلابی” هنوزنتوانسته است که خودراازاین منجلاب رویزیونیستی نجات دهد وازهمین دیدگاه به “مائوئیسم” خصومت می ورزد.انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی اندیشه مائوتسه دون راغنای کیفی بیشتری بخشید. وخدمات انقلابی رفیق مائوتسه دون درعرصه های مختلف علم انقلاب پرولتری را به مرحله عالی ترآن یعنی(م-ل-م) تکامل داد. انقلابی کبیرفرهنگی پرولتاریائی درماهیت یک انقلاب توده ای تحت دیکتاتوری پرولتاریا بود؛ گارد سرخ ازنیروی جوانان انقلابی ومترقی، دانشجویان انقلابی وتوده های خلق انقلابی اعم ازکارگران وسایرزحمتکشان تشکیل شد؛هدف انقلاب کبیرفرهنگی تصفیه حزب ودولت ازعناصرسرمایه داری(رویزیونیستها واپورتونیستها) بود؛ توزیع رفاه درشهرها ودهات وتأمین عدالت درآنها(که خلاف آن توسط عناصرسرمایه داری سازمان داده شده بود)؛ انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی سعی داشت تا توده های خلق را به لحاظ فرهنگی وآگاهی سیاسی وسهم درقدرت بیش ازپیش متحول کند. انقلاب فرهنگی تحت دیکتاتوری پرولتاریا، شیوه، راه حل تضادهای درون جامعه سوسیالیستی است. بفرض اگرسازمان انقلابی” واقعاً به اندیشه مائوتسه دون باورمی داشت؛ علیه گروه های که “مائوئیسم” رامنحیث آخرین مرحله تکاملی (م-ل) پذیرفته اند، فحاشی نمی کرد و” مائوئیسم” را لاطائلات نمی خواند. مشکل اصلی”سازمان انقلابی” وگروه های همپاله اش، مسئله رویزیونیسم واپورتونیسم شان است. وازهمین دید گاه علیه فعالین جنبش انقلابی پرولتری (م-ل-م) فحاشی می کنند وعلیه اصطلاح” مائوئیسم” حملات خصمانه  می نمایند.

سازمان باصطلاح “انقلابی” درهمین بخش اول صحبت ازپولاد “فراری” دارد. ولی تذکرنمی دهد که پولاد ازکجا، چه زمانی وتحت چه شرایطی فرارکرده است؟ اگرمنظوراین آقایان فرارازافغانستان باشد؛ بلی؛ من دراوایل سال 1358 خورشیدی مجبوربه فرارازکشورشدم وبعد ازمدت چند هفته جهت شرکت درمبارزه مسلحانه برضدرژیم  باندهای مزدورخلقی پرچمیهای جنایتکاروقاتل مردم به جبهه جنگ رفتم ومبارزه مسلحانه رابرای مدت چهارسال علیه رژیم مزدوروسوسیال امپریالیستهای اشغالگرواستعمارگرادامه دادم. بعد ازآنکه درجبهه جنگ مورد حملات جنایتکارانه گروه های ارتجاعی اسلامی قرارگرفتیم، درسال 1362 مجبوربه ترک جبهه شدیم ومدت چهارده سال دریکی ازکشورهای همسایه درکنارکتله های چند میلیونی توده های مردم ما که براثرجنایات رژیم مزدورواشغالگران روسی ازکشورفرارکرده بودند، قرارگرفتیم وبه مبارزه ای ما علیه سوسیال امپریالیستهای اشغالگرروسی ودولت مزدورآنهاوگروه های ارتجاعی اسلامی جنایتکاروامپریالیستهای غربی ودولتهای ارتجاعی حامی آنها به مبارزه ادامه دادیم. اما من هیچگاهی سنگرمبارزه انقلابی ومبارزه طبقاتی وملی را رها نکرده ام واین مبارزه را تا حد توان به پیش برده ام وخواهم برد. لزومی به توضیح ندارد این موضوع به همه بخشهای جنبش چپ وجنبش انقلابی پرولتری کشور، نیروهای مترقی وآزادیخواه وتوده های خلق کشورهویداست.همین اتهامات بی اساس ودروغهای شاخداروافتراأت خاینانه نیزنمودی ازاپورتونیسم سازمان “انقلابی” ودیگرهمپاله هایش می باشد.آقایان! شما که چند دهه درلجنزاررویزیونیسم”سه جهانی”وتسلیم طلبی طبقاتی وملی قرارداشتید وازخوان نعمت امپریالیستهای اشغالگرودولت مزدورتغذیه کرده اید.ودرپناه ارتشهای اشغالگرودولت مزدورفعالیت علنی داشتید ودارید.ازهمه امکانات رسانه ای به شمول تلویزیونهای مختلف” بخش خصوصی” استفاده می کردید. میتینگهابرگزارمی نمودید وحزب قانونی تشکیل دادید. اکنون هم با تغییررنگ بشکلی ازهمین مصئونیتهای قبلی برخوردارهستید. اینکه عده ای ازهواداران تان با تخیلات شاعرانه  موقعیت شمارا “دربین خون آتش” توصیف می کنند، دچارافوریا شده اید وبرما که بالاجباربه کشورهای غربی پناهنده شده ایم؛ حمله می کنید. درشرایط کنونی کشور،شما وگروه های همسنخ شما برای امپریالیستهای اشغالگرودولت مزدورایجاد خطرنمی کنید. زیرا امپریالیسم وارتجاع بین المللی بعد ازسقوط انقلاب ودیکتاتوریهای پرولتاریا دراتحاد شوروی وچین توسط رویزیونیستهای خروشچفی و”سه جهانی”می دانند که نقش مخرب ویرانگررویزیونیستها واپورتونیستها دردرون احزاب وسازمانهای انقلابی پرولتری ویا درجنبشهای انقلابی پرولتری درکشورهای مختلف ازچه قراراست؛ چیزی که خواست اصلی آنها بوده وهست. امپریالیسم وارتجاع بین المللی ازجنبشهای انقلابی پرولتری(م.ل.م) واقعی وحشت دارند.تنها درداخل کشورزندگی کردن، حضورفزیکی داشتن بمعنای انقلابی بودن نیست. شما با سابقه ای طولانی مدت منجلاب رویزیونیستی وماهیت خط ایدئولوژیک – سیاسی اپورتونیستی کنونی تان؛ چه درداخل کشورباشید وچه ودرخارج کشوربرضد جنبش انقلابی پرولتری وبرعلیه منافع توده های خلق عمل کرده ودرحقیقت به سرمایه داری جهانی خدمت می کنید. صحت خط ایدئولوژیک – سیاسی وعملکرد انقلابی افراد ملاک قضاوت قرارمی گیرد نه محل زندگی آنها. آن انقلابیون واقعی که امکان زندگی درداخل کشوردارند وبا رعایت شیوه های مخفیکاری وفن مبارزه با پولیس سیاسی دشمن می توانند مبارزه انقلابی را به پیش برند، قابل تقدیراند؛ نه رویزیونیستها واپورتونیستها وتسلیم طلبانی مانند شما ودیگرهمپاله های تان. شکی نیست که شما درداخل کشورهنوزهم با همان سند مصئونیتی که “سازمان رهائی” درکنفرانس”بن” دریافت کرده است، فعالیت می کنید.

آقایان! شما درتمام حیات سازمانی تان( در”گروه انقلابی….” و”سازمان رهائی”) طی حدود سه ونیم دهه درمنجلاب اپورتونیسم ورویزیونیسم دست وپا زده وبه ارتجاع فئودال کمپرادوری وامپریالیسم خدمت کرده اید. واکنون هم علیه جنبش انقلابی پرولتری(م.ل.م) با خصومت تمام عمل می کنید وازبکارگیری هیچ وسیله ای دراین عمل ضدانقلابی تان دریغ نمی کنید. این عملکرد انواع رویزیونیسم واپورتونیسم درطول تاریخ جنبش بین المللی کمونیستی بوده است. ما هم ازشما بیش ازاین انتظاری نداشته ونداریم. ما ازهمان آغازتوطئه های خاینانه وفحاشیهای موسوی به سطح اوباش کوچه بازاری وجاسوسیهای آنرا توطئه وحملات خصمانه اپورتونیستها ورویزیونیستهای (مانند شما و”ساما- ادامه دهندگان”) علیه جنبش انقلابی پرولتری(م-ل-م) ارزیابی کردیم. وبا آغازدوردوم این توطئه های خاینانه وجاسوسی وفحاشی توسط عنصرفرومایه ای دیگری بنام میرویس محمودی(این جاسوس خاد ونوکروجاسوس استخبارات امپریالیستهای غربی وارتجاع واین خود فروخته شرفباخته که هزارباربی ناموس ترازدیگرجواسیس خاین ووطن فروش است)، بیش ازپیش ثابت شدکه شماو”ساما- ادامه دهندگان”وعناصری از”ساوو-املا”عقب این فحاشیها، توطئه ها وجاسوسیها قراردارید. چنانکه خود می گوئید،قصددارید که “غرورماراپایمال کنید”!. همین دفاع صریح شما از(موسوی ومیرویس محمودی)،دلیل روشن دیگری براپورتونیسم ورویزیونیسم وانحطاط ایدئولوژیکی شماست. واین فحاشیها واتهامات ناروا نهایت بیچارگی وبن بست سیاسی شما را نشان می دهد. همچنین شما که ازپاسخ به انتقادات اصولی ماعاجزمانده اید؛ به توطئه دیگری متوسل شده اید، یعنی مسئله ای” توهین” به ( مجید وداکترفیض) رابه میان کشیده اید تا بدین وسیله حمایت عده ای ازجهان بیخبررابا خود جلب کنید! درحالیکه ما هرگزانها را توهین نکرده ایم. فقط مواضع ایدئولوژیک-سیاسی  انحرافی آنهارا نقد کرده ایم. گرچه بحث روی این مسایل با شما بیهوده است؛ ولی ما روشنفکران مترقی خاصتاً نسل جدید آن و توده های خلق کشوررانیزدرنظرداریم وباید ماهیت وچهره های اپورتونیستی ورویزیونیستی شما را برای آنها افشا نماییم.

سازمان” انقلابی” درهمین صفحه اول مدعی”اخلاق کمونیستی” شده است. این دیگرافتضاح درافتضاح برای گردانندگان “سازمان انقلابی” است. اینها ازیک طرف موسوی را رفیق شان معرفی می کنند وفعالین جنبش انقلابی پرولتری(م-ل-م) راتوسط اوودیگرهمپاله اش( میرویس محمودی) مورد رذیلانه ترین فحاشیها قرارمی دهند ونام وهویت آنهارا برای استخبارات امپریالیستی وارتجاعی افشا می کنند؛ ولی ازطرف دیگرادعای “اخلاق کمونیستی” می نمایند! همین نظروموضع هم ناشی ازاپورتونیسم وقهقرای اخلاق بورژوائی آنها است. مقوله اخلاق پدیده مجردی نیست. “اخلاقیات عبارت است ازوحدت بین آگاهی انسان ورفتاراو. اخلاق به مثابه ای شکلی ازآگاهی اجتماعی وبازتابی ازهستی اجتماعی است”. لذا”اخلاق”رویزیونیستهاواپورتونیستهای رنگارنگ همان اخلاق طبقات ارتجاعی است. وبورژوازی ارتجاعی وارتجاع فئودال کمپرادوری ازقشرلومپن واوباش وفحاش وفرومایه همیشه درجهت مقاصد پلید شان خاصتاً درسرکوب جنبشهای انقلابی ومترقی استفاده کرده ومی کنند. رویزیونیستهای “سازمان انقلابی” وهمپاله های شان هم برهمین مبنا علیه فعالین جنبش انقلابی پرولتری عمل می کنند.

سازمان “انقلابی” درصفحه دوم می نویسد:” ما سازمان انقلابی نام داریم حال نوبت شما فرارسیده است، تا شمارا با اردنگ انقلابی به همان باتلاقی  حواله کنیم، که شایستۀ آن هستید”.

همه اپورتونیستها ورویزیونیستها چون به لحاظ ایدئولوژیک- سیاسی خلع سلاح شده وورشکسته هستند وبا چنین شیوه ها ولحنی  نیروهای انقلابی پرولتری را که افشا گرماهیت خط ایدئولوژیک – سیاسی ضدانقلابی آنها هستند، مورد فحاشی وتهدید قرارمی دهند. این آقایان مانند همه موارد دراینجا هم بجای منطق واستدلال وانهماک به شیوه مترقی(که با آن بیگانه هستند) ازکلمه “اردنگ” استفاده کرده اند. ودرعمل هم گروه الدنگ واوباشی( متشکل ازموسوی ومیرویس محمودی) تشکیل داده وتوسط آنها فعالین جنبش انقلابی پرولتری(م.ل.م) را مورد ناسزاگوئی وفحاشی قرارمی دهند. چون اینها راه مبارزه اصولی را بلد نیستند؛ می خواهند ازطریق- اردنگ رویزیونیستی- و- گروه الدنگ واوباش- شان فعالین جنبش انقلابی راازنقد انحرافات رویزیونیستی واپورتونیستی شان” بازدارند”.

سازمان “انقلابی” درصفحه سوم اراجیفنامه اش می نویسد:” معلوم نیست که پولاد درکدام کارخانۀ ذوب آهن درغرب، ” پولاد” شده است، ولی تا جائی که ما می دانیم، گلی بیش نبوده وبافرارش ازآتش وشعله نشان داده که نه “پولاد” است ونه  هم انقلابی”.

آقایان! با این متلکها وکتره ویاوه گوئیها ی سفیهانه هرچه بیشترماهیت فکری ارتجاعی واپورتونیسم خودرا آشکارمی سازید. شیوه وشکل برخوردشما تقریباً هم سطح وهم سویه بااوباشهای مانند موسوی ومیرویس محمودی است. درپاسخ به همین لاطائلات شما باید بگویم که: من درکارزارمبارزه انقلابی آبدیده شده ام؛ ولی شمادرلژنزارمتعفن رویزیونیسم” سه جهانی” درس ضدانقلابی آموخته وراه های تخریب انقلاب وجاسوسی علیه انقلابیون پرولتری راتمرین کرده اید. دراخیرسال 2001 حامی ومربی بزرگ شما،دولت سوسیال امپریالیسم چین شمارااز”قرارگاه”سابق شما به آلمان برد ودرکنفرانس”بن”با جانی ترین، خاین ترین وخونخوارترین دشمنان مردم افغانستان دوریک میزنشاند وخاینانه پای سند ننگین وطن فروشی (“معاهده بن”) امضاکردید وبعد بکابل تشریف بردید ودرسایه حمایت طیارات وتوپ وتانک امپریالیستهای امریکائی وناتودرمقامات عالی دردولت مزدورتکیه زدید، درپارلمان استعماری شرکت کردید وتا سال 2008 به ریزه خواری خوان استعماروامپریالیسم و(ان جی او) داری سرگرم بودید. با وصف ادعای “انشعاب” ازرویزیونیسم “سازمان رهائی” شما هنوزازرویزیونیسم “رهائی” نه بریده اید وباعوض کردن چند تاکتیک دقیقاً روی همان خط مشی رویزیونیستی واپورتونیستی حرکت می کنید؛ ولی باکمال بی حیائی به من توهین روا داشته وتاریخ مبارزات انقلابی امرا مورد سوأل قرارداده اید. درکجای نقد من ازمواضع ایدئولوژیک-سیاسی انحرافی شما کلمات وجملات توهین آمیزویا دشنام وجود دارد؟ دراین نوشته های شما درهیچ موردی مسئله پاسخگوئی به انتقادات ما به شیوۀ منطقی واصولی وجود ندارد وهمین نوشته های خودرا نیزبا توهین ودشنام وتوطئه گری واتهام زنی آغازکرده اید.

آقایان! تا جایی که به ما مربوط است این ناسزاگوئیها، فحاشیها ، اهانتها، توطئه گریها وانواع جعلیات ومزخرفات وکتره وکنایه ها؛ خلاصه آنچه که شایسته ای شخصیت شما گروه های اپورتونیست ورویزیونیست تسلیم طلب است، برما حواله کرده اید ودرآینده نیزخواهید کرد. من با این فحاشیها هیچ چیزی را ازدست نمی دهم وبرحیثیت سیاسی وشخصی ومبارزه ام هرگزصدمه زده نمی توانید. من هیچگاهی مانند شما با اندیشه های انقلابی پرولتری تجارت سیاسی نکرده ام که با فحاشیهای شما باند های رویزیونیست واپورتونیست خودفروخته به خطرافتد.ولی شمابا راه اندازی این(کارزارضدانقلابی) علیه من وعلیه دیگرفعالین جنبش انقلابی پرولتری(م-ل-م)، ازیکطرف ماهیت فکری وشم شخصیت واخلاق شخصی وسیاسی خودرابرملا کرده اید( که تصادفاً امرنیکی است) واینکه نام”شعله جاوید” را به لژن کشیده اید(امرنهایت زشتی است). زیرا جنبش دموکراتیک نوین با تاریخ درخشان آن درنزد روشنفکران مترقی وتوده های خلق کشورازشهرت مبارزاتی نیکی برخورد داربوده است؛ ولی زمانیکه این فحاشیهای کوچه بازاری شمارا درسایت فحاشی وجاسوسی (“افغانستان آزاد”) می خوانند به یقین که مورد نفرت آنها خاصتاً نسل جدید روشنفکران مردمی ومترقی قرارمی گیرید. آنچه که دشمنان طبقاتی وملی رنگارنگ خاصتاً باندهای جنایتکاروخاین ووطن فروش خلقی پرچمی ها، باندهای ارتجاعی اسلامی ودیگرگروه های ارتجاعی مزدوروباداران خارجی شان طی سی وپنج سال اخیرنتوانستند برهویت جنبش دموکراتیک نوین ضربه بزنند، شما وهمپاله های شما برحیثیت جنبش دموکراتیک نوین صدمه زده اید. شما با این فحاشیها ورذالتهای تان فقط خواست دشمنان طبقاتی وملی خلق کشوررا برآورده می سازید که خواست خودشما نیزهست. ننگ ونفرین براین خیانت پیشگی شما !!

 باندهای رویزیونیست خروشچفی خلقی پرچمی وباداران سوسیال امپریالیست آنها درافغانستان بنام” سوسیالیسم” و “کمونیسم” سبعانه ترین جنایات را علیه خلق ومیهن انجام دادند وازاین طریق شدید ترین ضربه را برنام کمونیسم درسطح جهان وارد کردند. ولی امروزشما رویزیونیستهای چینی بشکل دیگری به کمونیسم انقلابی خیانت می کنید وبرآن ضربه وارد می نمائید. اما بدانید که توطئه ها، فحاشیها وجاسوسیهای شما نمی تواند برسرراه مبارزه ای ما مانع ایجاد کند. ممکن است اختلال مؤقتی وگذری ازجهتی وارد نماید.ولی شمابا این اعمال خاینانه وننگین تان بشکلی بدترازقماشهای  دیگردشمنان کمونیسم انقلابی(امپریالیسم وارتجاع) عمل کرده اید. اگردراین میان چنانکه خود می گوئید؛ منظورشما”پایمال کردن” حیثیت وغرور” (ما) باشد؛ سخت به خطا رفته اید. کمونیستهای واقعاً انقلابی هیچ چیزی بالاترازایدئولوژِی وآرمان وراه واهداف  انقلابی شان برای انقلاب جهانی ونجات خلقهای جهان وکل بشریت ازستم واستثمارامپریالیسم وارتجاع بین المللی ندارند. وخلاف محاسبه ای شما با این گروگانگیریها، فحاشیها، توطئه گریها وجاسوسیها توسط  باند (فحاشی وجا سوسی) تان؛ هیچ  لطمه ای  نمی بینند. شما بدانید که با این فحاشیهای اوباش مآبانه وضداخلاق انسانی به آبروی “شعله جاوید” ضربه ای شدیدی وارد کرده اید. اگرچه حدود چهل سال است که”گروه انقلابی….”و”سازمان رهائی” ودیگرگروه های اپورتونیستی ورویزیونیستی وتسلیم طلب به درجات مختلف برجنبش انقلابی پرولتری ومبارزات توده های خلق ضربه وارد کرده اند؛ ولی ازآنجاییکه  توده های خلق کشوردرآن سطحی ازآگاهی سیاسی نبودند وهنوزهم نیستند که بتوانند ماهیت خط رویزیونیستی وعملکردهای ارتجاعی شمارادرک کنند. ولی اکنون نسل جدیدی ازروشنفکران مردمی ومترقی کشورپا به عرصه مبارزه طبقاتی وانقلابی گذاشته ودرسطح گسترده ای ازامکانات رسانه ای انترنتی برخورداراست ومتأسفانه که شما ورفقای تان( موسوی ومیرویس محمودی وهمپاله های آنها) هم هنوزبنام “شعله ای” یاد می شوید ودرنشرات تان ازکلمات وجملات “مترقی و”انقلابی” سوء استفاده می کنید؛ اینجاست که این فحاشیهای شما بروجهه ای”شعله جاوید” صدمه وارد می کند.

 جنبش دموکراتیک نوین وجنبش انقلابی پرولتری طی بیش ازچهل سال توسط دشمنان طبقاتی وملی مختلف ضربات شدیدی را متحمل شده است؛ اما صدمات این جنبش توسط دشمنان نقابداردرونی ،اپورتونیستهاورویزیونیستهای رنگارنگ بیش ازهمه درتضعیف آن زیان بارتمام شده است. درحساسترین شرایط تاریخ معاصرکشوردراوایل سال(1360)،درشرایط جنگ ضد سوسیال امپریالیسم روسی ورژِیم مزدور،”ساما” پروتوکول تسلیمی بادولت مزدورخلقی پرچمیها امضاء کرد وبه ملیشه های دولت مزدوروسوسیال امپریالیستهای روسی مبدل شد، وبدین صورت داغ ننگ وطن فروشی وخیانت به خلق ومیهن را برجبین دارد. طبق اسناد غیرقابل انکارتعداد ی از”ساما” ئیهای تسلیم شده به خدمت خاد قرارگرفتند وما نند موسوی رابطه بین قرارگاه های ملیشه های “ساما” منجمله “غند سنگین” را باشعبات خاد تأمین می کردند. واین تسلیمی ضربه ای سهمگینی برجنبش دموکراتیک نوین ومنسوبین این جنبش(شعله ایها)ی که درجنگ میهنی شرکت داشتند، وارد کرد. کدام شخص منسوب به جنبش دموکراتیک نوین بود که دردهات وجبهات جنگ ودرکشورهای ایران وپاکستان مورد طعنه ای گروه های ارتجاعی اسلامی جنایتکارقرارنگرفته باشد. همچنین ” سازمان رهائی” برمبنای همان خط رویزیونیستی اش کودتای بالاحصارراراه اندازی کردوباگروه های ارتجاعی اسلامی(اتحاد”سه گانه”)”جبهه مبارزین مجاهد”راتشکیل داد وبرای پیروزی”جمهوری اسلامی”وتقویت وتحکیم پایه های “مکتب کامل اسلام”مجاهدت فراوان کرد. وازاین طریق برمبارزات مترقی روشنفکران مردمی ومبارزات آزادی خواهانه توده های خلق ضربه ای شدیدی وارد نمود. این انحرافات “سازمان رهائی”، “ساما” ودیگران پایه ای ایدئولوژیکی داشت: رویزیونیستها مانند دیگرایدئولوگهای بورژوازی ماهیت مارکسیم- لنینیسم را قلب کرده اند؛ وچون اسلوب متافزیک ازریشه واساس با دیالکتیک ماتریالیستی  درتضاداست وتضادهای درونی را بمثابه سرچشمه ای تکامل نفی می کندوخصلت مترقی راانکارمی نماید؛ازاینرومنطبق بامنافع نیروهای ارتجاعی است.وازآنجاییکه رویزیونیستها برمتافزیک تکیه دارند، بآسانی بامذهب  درهم آغوشی می رسند. همچنین اگررویزیونیستها ودیگربخشهای بورژوازی  به مذهب مستمسک می شوند، جایی هیچ تعجبی نیست؛ زیرا این امربستگی به سرشت روبه زوال وارتجاعی شان دارد.عده ای تصورمی کنندکه رویزیونیستهاواپورتونیستها ازمذهب استفاده” تاکتیکی” می کنند؛ درحالیکه چنین نبوده ونیست. بلکه مذهب باایدئولوژی وسرشت طبقاتی شان دمسازی دارد.درافغانستان طی سی وپنج سال اخیرعمدتاًسازمانهای”رهائی” و”ساما” و”اخگر” اگربه مذهب روی آوردند وشعار”جمهوری اسلامی” رابه میان کشیدند ودرتبلیغ “اسلام مبارز” گلون پاره کردند؛ دراساس ناشی ازانحراف ایدئولوژیکی ویا جهان بینی آنها بوده است. به همین صورت اسلام پروریهای دولت مزدورتحت رهبری پرچمی خلقیها واشغالگران روسی؛وهمچنین پناه جستن باندهای رویزیونیست وجنایتکار”خلقی” پرچمی و”سازائی” به اسلام وشرکت آنها دردولت اسلامی گروه های جهادی وامارت اسلامی طالبان واکنون در(دولت جمهوری اسلامی) دست نشانده تحت رهبری کرزی ریشه درایدئولوژی ضدانقلابی رویزیونیستی آنها داشته ودارد. ضربه ای دیگری که برجنبش دموکراتیک نوین وارد آمد،تسلیمی تعدادی ازاعضای زندانی سازمانهای مختلف چپ  منسوب به جنبش دموکراتیک نوین بود؛ منجمله اعضای زندانی “سازمان پیکار…”.اکنون سازمان”انقلابی”و”ساما-ادامه دهندگان”وعناصری از”ساوو-املا”بااعلام”جهاد مقدس” شان می خواهند ازجنبش انقلابی پرولتری (م-ل-م) انتقام بگیرند که چراانحرافات رویزیونیستی واپورتونیستی آنهارا مورد نقد وبررسی قرارداده اند؛ ولی ما یقین داریم که اینها هرگزبه این آرزووخواست پلید ضدانقلابی شان نخواهند رسید. وبه حکم دیالکتیک ماتریالیستی سرنوشت محتوم همه رویزیونیستها واپورتونیستهاشکست وسرافکندگی وشرمساری ودرنهات زباله دان تاریخ است.

ادامه دارد…….

28 می 2013

( پولاد)

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s