علل وعوامل روانی، ایدئولوژیک فحاشی وبددهنی

علل وعوامل روانی، ایدئولوژیک فحاشی وبددهنی

تحقیقات مسلکی روانشناسی از : داکتر . ح . عاشور(ویرجینیا- اضلاع متحده امریکا)

تحقیقات مسلکی بهیفیرولوژی از : ا.ع. پیمان

تهیه گزارش وویرایش. از : هیئت تحریروب سایت شورش

بخش اول

علل روانی فحاشی وبددهنی

درچندسال آخیرسیدغلام علی مشرف وطی چندماه اخیرکبیرتوخی ومیرویس محمودی ازطریق وب سایت “افغانستان آزاد”زیرنام های مختلف جنبش مائویستی افغانستان رابه بادفحش وناسزاگرفته اند. سطح فحاشی این افرادریکاردفحاشی وبددهنی را درمنطقه شکستانده است. سیدغلام علی مشرف، کبیرتوخی ومیرویس محمودی نشان داده اندکه”لات ترین”،”رذیل ترین”و”قلدرترین”اوباشان هرزه در منطقه وجنوبشرق آسیابه گرد شان هم نمیرسند. این سناریوی مریضانه، درامای فحاشی”نواب صفوی”فحاش معروف ایرانی(اجیر”سیا”) وآیت الله کاشانی (مستمری بگیررسمی بریتیش پیترولیم) را به بازیچه ای دم پاافتاده اطفال تبدیل کرده اند. آنهابه حکم وظیفه ودرک فرهنگ جامعه عقبمانده ایران دکترمصدق را فحش میدادند. منبرها، نمازجمعه ها، خیابان هاوروزنامه هامملوازفحاشی های آنها بودند. جرم دکترمصدق فقید”ملی اعلام کردن منابع انرژی فوسیلی ایران”بود.آنچه “سیا”و”انتلیجنت سرویس” ازاین کارزارفحاشی وبددهنی درنظرداشتندعبارت از”واژگون ساختن مقام دکترمصدق در اذهان جامعه” بود. آنهامیدانستندکه جامعه شرقی همانگونه که انسان ایده آل ذهن وآمال شانراتاحدپرستش بالامیبرند بهمانصورت هنگامیکه تصویردیگرذهنی ازاودردماغ شان پدیدارشد، به شدت به زمین می اندازند. تاکتیک ضدانقلابی ای که امپریالیست هاعلیه دکترمصدق فقید بکارگرفتند، کارگرواقع شدو وقتی دیدندکه آنهامصدق فقیدویارانش راآنقدرفحش داده وتهمت زده اند که دیگرکسی جرائت نمیکند ازملی بودن منابع انرژی حرف بزند،ازکارزارفحاشی بازایستادندوآهسته آهسته آنرابه اضمحلال بردند. این زمانی بودکه دکترمصدق فقیدوآرمان ملی اش دیگردرزیرهزاران خراوارفحش درذهن انسان عقبمانده مدفون شده بود. این درسی است که ماازتاریخ بیادداریم ومیدانیم که فحاشی وهرزه گی سیاستی است که امپریالیزم ازطریق اجیران وگماشتگانش علیه نیروهای انقلابی ومترقی (داکترمصدق دراینجا)ازپیش میبرند. امادرعقب فحش هاوهرزه گی هایک”شخصیت”یایک”انسان” ویا موجودمشابه به بنی آدم قرارداردکه دارای”روان”و”فیزیک” میباشد. دراین سلسله مابه جستجوی علل وعوامل روانی، محیطی و ایدئولوژیک این موجودات می رویم وازنظرعلمی به آن می پردازیم.

فحش چیست؟

فحش عبارتست ازاهانت ورزیدن باواژه هاواصطلاحاتی که درمواقع خاص مورداستفاده قرار می گیرند.اهانت کردن به اشکال مختلف صورت میگیردودربسیاری ازموارد بصورت اهانت فرود نمی آید. مثلا. وقتی یک خارجی بایک آلمانی با لهجه خارجی صحبت میکند دربسیاری مواردآن آلمانی به اومیگوید “چه گفتی؟Was sagen sie وبهمانصورت یک امریکائی متکبربالهجه کاوبای تکزاسی غلیظش می گوید ” “What do you say? کسانی که درغرب زندگی کرده وبا فرهنگ وروان غرب اشنا شده اند، بدون شک بااینگونه اهانت هابرخورده اندکه ودیده امد که چطوریک فردبومی بامسخره کردن خارجی ها”امتیازتسلطش برزبان مادری اش رااعلام داشته وانتقال داده که تو خارجی هستی وهنوز زبان مارانمیدانی”.بنابه معیارهای علمی روان شناسی هرواژه، اصطلاح، لبخند، ژست،اشاره وحتی خنده که موجب”supression of feelings”(سرکوبی احساسات گردد) اهانت است وفحاشی فقط یک ازاهانت میباشد.

گستره وفیزیولوژی فحاشی

“ایواجایونی”متخصص روانشناسی معتقداست که بداخلاقی وهرزه گی دریک طیف گسترده انجام می یابد.گستره این طیف از”لطیفه ساختن درموردیک فرد، اداواطواراورادرآوردن، ماننداوحرف زدن،دهن کج نمودن، اورابحساب نیاوردن (neglecting) یعنی اهانت نرم(soft insult) گرفته تا فحش دادن وبددهنی کردن می رسد.”مزاق”دوستانه بافحاشی فاصله جانبی دارد وبهمین دلیل به راحتی بفحاشی می انجامد.با وجود آنکه فحاشی درگستره این طیف شامل است، اما حالت خاص آن می باشد. دراین حالت که آنرا(verbal violation) نیزمیگویندسیگنالهای مغزی ترشحات معده وافرازات امعائی راتغییرمیدهد ودرنتیجه فشارخون فحاش افزایش یافته ودرکل حالت منقلب روانی رابرفحاش مستولی میسازد.این حالت راکه حالت”تهاجمی غیرکنترول “یا Unpredatory Aggression می نامندمعمولابرافرادی مستولی میشودکه ازیکطرف دارای IQ (intelligence quotient یا تناسب ذکاوت)پائین است وازطرف دیگربسیارترسواند. دراینحالت بزرگی حدقه های آدم “مهاجم”تغییرکرده واومیکوشدبافحش دادن طرف مقابل(آماج فحش هایش)راازمیدان بدرببرد. این حالت روانی، حالت ترس است وسیگنالهای مغزی ازهمان سلولهای مغزی آزاد میشوندکه در حالت ترس وهراس آزادمیشوند. وهمان قسمت ازمغزوظیفه مدیریت سایربخش های مغزرامیگیردکه درحالت ترس ، میگیرد.ایسکن سیگنالهای مغزی به واسطه دستگاه الکترونیک سیگنال شناسی مغزی نشان میدهدکه درعناصرفحاش بنا به دلایل مختلف ساحه ایکه درحالت فحاشی عیارمیشود، به مراتب ازافرادخوش برخورد، خوش اخلاق وشریف وسیعترمیباشد. مقایسه حجمی این سلولها درافرادبداخلاق وفحاش، رذیل ولات باعناصرشریف ومودب دریک گستره از(1) یک تا(10) میباشد. حجم این قسمت درترسوترین وفحاش ترین افرادده(10)برابریک انسان مودب وشریف است. به این قسم پائینترین حد گستره فحش درحالت نارسیزم (ادای دانای کل رادرآوردن) وبالاترین حدآن درشکل فحاشی، لاتی وهرزه زبانی متبارزمیگردد.

اهانت جمعی

راول لوگاول روانشناس اجتماعی وکنش شناس(بهیفیرولوژیست)جامعه شناسی دانشگاه سان پاولو/ برازیل معتقداست که “اهانت جمعی”سیاست است”. ورسانه های جمعی، بطوراخص روزنامه، مجله وانترنت وسایل انتقال این اهانت میباشندکه باشکال کارتون، فیلم، ویدیووحتی موسیقی انجام می یابند. کارتون به مسخره گرفتن محمدپیغمبراسلام، فیلمی که ازمحمدساخته اند،بیانگرسیاست ستمگرانه ملی امپریالیستی میباشند. این اهانت درحقیقت امرهژمونی فرهنگی امپریالیستی است وبخشی است از ستمگری ملی- امپریالیستی. حال اینکه محمدپیامبراسلام نماینده چه ایدئولوزی بوده واسلام سیاسی دشمنی باخلقهاست،مسایل علیحده ای اند.سنگینی وعقبگرائی این مسایل هیچ زمانی وتحت هیچ شرایطی نمیتواندبا جنایات امپریالیزم قابل مقایسه باشد. به همین دلیل است که اینگونه حملات فرهنگی امپریالیزم اهانت به تمام خلق های مسلمان بحساب میرود.

برخی ازاین اهانت هازیرنام”علم”،”افشای حقایق افشا ناشده “و”بیان حقیقی تاریخ” صورت میگیردکه درحقیقت مبارزه طبقاتی بورژوازی (اغراض ضدانقلابی) بر ضد طبقه کارگر جهان،علم وتاریخ میباشد.امروزصدهانویسنده فرصت جودرآرشیف ملی روسیه به مطالعه فرمان هایی رفیق استالین مشغول اند. تمام اهداف آنهاازمطالعه این فرامین اینست که بگویند”استالین یک دیکتاتوربود”.آنهایکی ازاین فرمانهاراکه مثلادر آن یک جنرال که مرتکب خیانت ملی شده ومجازات اعدام دریافت کرده انتخاب میکنند. اینکه اوضاع روسیه وجهان مقارن اجرای آن فرمان چگونه بوده بشکل خاکستری ترسیم ونسخه تاریخ بورژوائی از جنگ جهانی دوم حقیقت فرض میشود.دراین نسخه مقارن جنگ دوم جهانی دردنیادو”بد”وجوددارندیکی آلمان هتلری است که خواهان تقسیم مجددجهان باامپریالیست های انگلستان، فرانسه، هالند، بلژیک و..غیره است ودیگری اتحادشوروی سوسیالیستی میباشد. دراین نسخه حتی فاشیسم موسولینی وامپریالیزم جاپان ازاتحاشوروی خوبترترسیم میشود. وقتی کسی به این تنهائی به قاضی میرود، بدون شک برحق بخانه می آید.این “محققین وپژوهشگران!”اسارت خلق های آسیا، افریقا وامریکای لاتین راحق مسلم فرانسه، انگلستان،بلژیک وهالندمیدانندوازهمین دیدگاه به فرمان های رفیق استالین نگاه میکنند. آنهاسپس به بازمانده های خانواده آن فردمراجعه میکنند، ازاقارب ودوستانش اخلاق اورامیپرسندومحسنات اخلاقی اوراشرح میدهندوازاینکه اوشوهرخوب، پدرخوب و…غیره بوده است یک داستان مفصل تهیه میکنندودرنتیجه گیری های شان اززبان یک روسی میگویند که اورا استالین اعدام کرد. این نوشته ها درعین اینکه نتنهاعلمی وتاریخی نیستندوبی نهایت مغرضانه وجانبدارانه هستندبه تمام طبقه کارگرجهان زیرنام”پژوهش، تحقیق وبیان حقایق گفته ناشده” توهین میکنند.

مثال دیگر،به کتاب”The private life of Chairman Mao”(زندگی خصوصی صدرمائو)نگاه کنید. این کتاب خاطرات داکترژی سوی لی(Zhisuie li) پزشک صدرمائواست. هنگامیکه این کتاب برآمد،پروفیسرتای هونگ چاوازدانشگاه کولمبیا آنرابه انگلیسی ترجمه کردوپروفیسراندروازهمین دانشگاه آنراسفارش چاپ داد. این کتاب برای اولین باردرسال 1994طبع شدوبه زودی شهرت جهانی یافت(این زمانی است که سیا مشغول جنگ با”راه درخشان” درپیرو میباشد). طوریکه امروزوقتی حرف برسرمائوومائویزم می آید”محققین وپژوهشگران !”به همین کتاب مراجعه میکنند. دراین کتاب گفته میشودکه چیانگ چینگ زن خشن بود، دریک جای می آیدکه مائو24 ساعت مشغول عشقبازی بادختران جوان بود. ژوسوی لی میگویدکه مائوبه خروشف احترام نمیگذاشت وبرخوردنادرست مائوموجب نفاق اتحادشوروی وچین شد. بقول اومائوفکرمیکرده که قیصرچین است و..غیره. به این قسم دیده میشودکه اهانت جمعی بخشی ازمبارزه طبقاتی – جهانی بورژوازی است. آنها درموردجنایات گماشتگان امپریالیزم مانندرضاشاه، پینوشه، مارکوس، سوهارتو،موبوتو، فوجیموری وغیره هیچ چیزی نمی گویند. آنهادرباره جنایات امپریالیزم درعراق، افغانستان، یمن، سومالی، پاکستان، ویتنام و..غیره حرفی ندارند.انترناسیونالیزم بورژوائی شان رابا تمام توان وقدرت حراست میکنند. ومیکوشند تا جنایات ولی نعمت های امپریالیست شان آهسته آهسته زیرخاک رفته ودرفراموشی تاریخ سپرده شوند. امانمایش “نقش قهردرانقلاب”راکه رفیق چیانگ چینگ دربخش تئاترانقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی چین سرخ متبارزساخته به نقدمیکشند. برلوسکونی رابه صدراعظمی ایتالیاانتخاب میکنندکه یک پلی بای بتمام معنی است ولی مائورابه دلیل آنکه بعدازمرگ همسرش یک زن دیگرگرفته نقدمیکنند. این اهانت جمعی یک اسلوب کار، یک شیوه مبارزه بورژوازی باپرولتاریا است.

همین اسلوب کارراسیدحسین موسوی، میرویس محمودی وکبیرتوخی درموردرفیق اکرم یاری شهید بکارمیبندند. آنهامغرضانه به اشکال ظاهری قضایامی پردازند وبطرز محیلانه وعاری ازشرافت انسانی این رفیق بزرگ را که پیشتاز و خط انداز، پیشواوبنیانگذار جنبش مائویستی درافغانستان بود، به باد فحش وناسزا میگیرند. اورا”غلام بچه “،” .بزرگ شده دربار” ومیخوانند. ایکاش آنهامیرفتندونوشته های رفیق یاری شهیدراپیدامیکردندوبرآنهانقدهای جانانه ودندان شکن علمی راآنگونه که برنوشته های ساماوسازمان انقلابی نوشته ایم می نوشتند. آن وقت مامیگفتیم که نمایندگان فکری بورژوازی بیروکراتیک در افغانستان ازنظرذهنی پابه سن بلوغ نهاده ودرک کرده است که چیزهایی بنام”حرمت کلام”،” نجابت سیاسی”و”اخلاق اجتماعی”درجامعه وجود دارند.آماآنهابا این”یاری غلام بچه!”گفتن کودکانه چه کارمیخواهندبکنند؟ این درست همان چیزی است که امپریالیزم ورویزیونیزم حاکم برچین بامائوانجام میدهند.

لنین میگفت که الفاظ بورژواها بایکدیگر فرق دارند ولی اسلوب کار همه آنها یکی میباشند. درمشاهده وحدت اسلوب کاراست که مشاهده میکنیم سید حسین موسوی، کبیر توخی ومیرویس محمودی به برنامه تبلیغات ضد کمونیستی”سیا” تعلق دارند. واین امپریالیزم است که بر رفیق اکرم یاری حمله میکند وسید حسین موسوی،کبیرتوخی ومیرویس محمودی فقط وسایل بیمقداراین سیاست چیزدیگرنیستند.این امپریالیزم است که باحمله بررفیق یاری طبقه کارگر،دهقانان بی زمین وکم زمین افغانستان راتوهین میکند.

بررسی علمی”روان اهانت وفحاشی”

قبل ازآنکه به بحث علمی پیرامون علل وعوامل فحاشی وهتاکی بپردازیم نمونه ای ازفحاشی یکی از کادرهای ساما (ادامه دهندگان)بنام “س. رها”رادراینجانقل میکنیم.این فحاشی ازمقاله اوتحت عنوان “مائویسم ببازی گرفته شده است”وبتاریخ 5 جولای 2013دروب سایت افغانستان آزادبه نشر سپرده شده است.

درنوشته ھای قبلی ام نشان دادم که سگان پاچه گير، مادرفروخته ھای بی پدرچگونه با توھمات مشمئزکنندۀ ايدآليستی خودھا میخواھندبا يکی دانستن جنسيت کفش چرمی باپوست گاو،کفش راصاحب پستان”کنند….

اين فواحش زاده ھای بی خردکه به خوبی میدانند، استفراغ ھای کثيف امپرياليستان راتنعم میکنند…

لوچکان پست فطرت! بھتراست اين انترناسيوناليست خود را جمع کرده ودرقادی لنگ تان بزنيدوبه گفتۀ رفيق مبارزما، ميرويس ودان محمودی: چس چس بادخارج کنيد” ولی ما تاپای جان وتا زدن آخرين لگد کمونيستی برتابوت متعفن ولجن آلود تان وانداختن تان درقعر مرداب فحشاء و لوچکی که ازديرزمان انتظاربلعيدن تان راداشته وھمین حالاھم به اندازۀ کافی درآن غرق ھستيد،مبارزه کرده وازانديشۀ مائوتسه دون که راھنمای عمل ماست وازمبارزات به ياد ماندنی “رفيق اکرم ياری” که درتاريخ مبارزاتی جنبش ما ثبت ا

ماسه قسمت راازشروع سه پارگراف این نوشته دراینجانقل کرده ایم. نوشته درکل 70سطراست وتعداد کلمه درآن(بدون حروف ربط) به 900 کلمه میرسد. ازاین جمله 130 کلمه آن فحش های مرکب مانند “سگان پاچه گير”،”مادرفروخته ھای بی پدر”،”فواحش زاده ھای بی خرد”،” لوچکان پست فطرت ” و..غیره است که به 14.5 % کل نوشته میرسد. مهمترازاین، تمام پاراگراف های این نوشته بافحش دادن شروع میشودواز”کنش شناسی (بیهیفیرولوژی)” این نشان میدهدکه نویسنده این مقاله ازحالت غیظ یا چیزی را که دربالا unpredatorial aggressionنامیدیم براومستولی است. یعنی اینکه حالت تهاجمی احمقانه یا unpredatorial aggressionدرطول این نوشته براو چیره بوده ومغزاورا دراین مدت تحت وضعییت مریضانه قرارداشته است.

اگرباروش”کنش شناسی”فحش هاراسیاه رنگ کنیم وبیان مطلب راسفید،دروسط هردویک ساحه خاکستری بوجودمی آیدکه “ساحه انتقال”یاtransitional spectrum خوانده میشود. این همان ساحه ای است که وضعیت روان نویسنده ازحالت عادی یاحالت بیان به حالت تهاجمی وغیظ حرکت میکند. کوچکی وبزرگی این ساحه سالم ومریض بودن روانی نویسنده یامتکلم را نشان میدهد.یعنی اینکه هرقدراین ساحه بزرگ باشدبهمان اندازه نویسنده یامتکلم یا خطیب ازنظرروانی به انسان های عادی نزدیک ترمی باشد وهرقدراین ساحه کوچک باشدمتکلم یا نویسنده مریض تراست.

آقای”س. رها”دروسط فحش و”بیان مطلب”باهمان برداشت کودنانه ایکه افرادی مانندسیدحسین موسوی ازمائوتسه دون دارند،از”مائوتسه دون اندیشه”و”مبارزات بیادماندنی رفیق اکرم یاری شهید” حرف میزند. وتعهدمیسپاردکه تامارابه آنجائی که اوآنرابافحش های مرکب توصیف میکند”نفرستد” آرام نمی نشیند. بنظرمابهتراست که اینگونه “مدافعین رفیق مائوتسه دون” و” رفیق اکرم یاری”پیش ازهرکاردیگربفکرصحت وسلامتی روانی ومزاجی شان باشند.

مضاف برمریض بودن آقای س. رها، جناب شان”نسبت ذکاوت”انسانی رابه نمایش میگذاردکه دماغش نه تنها توانائی ابتکاررانداردبلکه حتی فاقدظرفیت جستجوی و تحقیق نیز هست. این آقا شامل کته گوری آن افرادمیشودکه IQ بین 70و75 درنوسان است. 70یعنی حدپائینی، به این دلیل که اوبه وضاحت آثاروعلائیم ترس وهراس رانشان میدهدو75 به این لحاظ که اوبه ضعف منطق وسفاهت برهانش پی میبردوبادرک بی اساس بودن گفتارش به فحاشی واهانت توسل می جوید. فحاشی و اهانت کردن ما فقط روان اورا تسکین می بخشد نه اینکه گفتارش را صحیح بسازد. به اینقسم او درجستجوی تسکین روانش سفاهت وکودنی اش را نمی بیند.

ترسوبه این دلیل که نتنهااحصائیه کنش شناسی نشان میدهد که افرادی با این خصایل ترسووبزدل اند، بلکه به این دلیل که توسل جستن اوبه فحش اگر ازیکطرف جستجوی مسکن روانی میباشد ازطرف دیگر”بیان طبیعی ترس”است. جانوران درطبیعت درجریان تکامل تدریجی وسایل مختلفی رابرای اختفای هراس شان تکامل داده اند. جیره بهنگام ترس خارهایش راعیارمیسازد، چوچه مرغ هاپرهای گردن شان راراست میکنند،ماکیان هابه داد وفریاد وجزع وفزع میپردازندو…غیره.

مراحل انکشاف شخصیت در زندگی

زیگموندفرویدعوامل جنسی راعلت بداخلاقی وبددهنی فحاشان میخواند(مراجعه شود به کتاب زیگموند فرویدتحت عنوانDas Ich und das Es-نفس وهویت) وایواجایونی وگابرئیل مکابره دوتن ازمقامات صاحب اتوریته علمی ودانشگاهی درساحه روانشناس ونرولوژیست درژورنال ACPNA (American Center for Psychiatry Neurology in Abu Dhabi) درشماره های 8،9 و10 تحت عنوان”علل وعوامل خشونت زبانی وشکست نجابت انسانی” آنرامحصول عوامل جنسی و اثرات روانی غالب بودن هورمون های مونث برهورمون های مذکرمیخوانند.اماآنهادرکل برروی تئوری فرویدبعنوان هسته مسایل باهم متفق الرائی میباشند.تئوری فرویدرشدشخصیت افراد را به این مراحل تقسیم میکند(ماخذ: (پژوهش درموردهستریا Studien über Hysterie)

Oral Stage این مرحله که همانا دوران شیرخوارگی وازروزتولدتا18 ماهگی رادربرمیگیرد، تعیین کننده تمام خصایل چشیدن، مکیدن وجویدن میشود.

Anal Stage این مرحله ازسن 18 ماهگی آغازوتاسه سالگی دوام می آورد. دراین برحه طفل از شکستاندن وخراب کردن اشیالذت میبردوبرطبق فرویداوبرمبنی فشارجامعه که دراین زمان همانا والدینش میباشدشرمگاه عقبی اش رامیشناسدوپاک نگه داشتن وکنترول برفعالیت آن به عادتش تبدیل میشود. فرویدعمل مخالف آنراanal explusive یا بی توجهی به کنترول فعالیت مخرج عقبی مینامد.

Phallic Stage دراین مرحله(ازسه تا شش سالگی) اطفال جنسیت خودرامی شناسند. فرویدمعتقد است که طفل مذکردراین مرحله تمنای قرابت جنسی بامادرش رابطورغیرآگاهانه درخودپرورانیده ویک نوع حس رقابت راباپدرش درنهادش انکشاف میدهد. اوبه پدرش دراین مرحله بمثابه رقیبی که عواطف جنسی مادررادرتصاحب خویش دارد، می بیند. دراین سن طفل هم چنین بنابه داشتن احساس جنسی ترس ازپدرش رابطورغیرآگاهانه درنهادش انکشاف میدهد. این دسته ترس وهراس را در روانشناسی بنام Oedipus Complex یادمیکنند.

پروفیسرر.لوگاول معتقداست که خصلت بددهنی وفحاشی اطفال دراین مرحله نطفه می بندد. این تمایل وخصلت درصورت شرایط مساعدخانوادگی کاهش می بابد درحالیکه شرایط نامساعدزندگی خانوادگی آنرا انکشاف میدهد. ر.لوگاول اضافه میکندکه اطفال مذکربه مذکربودنش پی میبردودرصورت وجودپدرمهربان ترس ووهم غیرآگاهانه”خصی شدن-castration” جایش رابه عشق وعلاقه رفیقانه باپدرش میدهدوجائی برای بدزبانی وفحاشی برایش باقی نمیماند. اما نبودپدربه خصلت Phallic explusive یابددهنی جنسی رابدلیل بی ترسی ونبودرقابت درذهنش پرورش میدهد.

فرویددرمورددختران معتقداست که دختران حس کشش جنسی بسوی پدرشان رادرخودپرورش نمی دهندولی اکنون تثبیت شده که دختران نیزحس کشش بسوی پدررا درخودپرورش میدهند.سایکو انالیست های معاصراین علاقه را Electra Complexمی نامند. فرویدمعتقد است که تنهاترس ازپدر یعنی ترس خصی شدن یا castrationدراین سن تعین کننده خصلت اهانت ورزی و بداخلاقی اطفال نیست بلکه شخصیت پدرهم نقش دارد. درصورتیکه پدردارای شخصیت مستحکم وبا وقار(solid integer) باشد، طفل به اوتسلیم میشودوازاواطاعت میکند. دراینجاحس دوستی وفاداری ازیکطرف و دشمنی و پایداری از طرف دیگر درذهن طفل پرورش می یابد.

پدری که فاقدمتانت ووقاروفاقدشخصیت مدل”مردانگیmasculinity “باشد، طفل همان عادتی را بعنوان عادات “غالب” انتخاب میکندکه درزندگی خانواده غالب است(معمولا مادر). اطفالی که دراین سن ازداشتن پدریامادرمحروم اند، این فاکتوریا این بخش تربیه روانی راتجربه نمیکنندواین بخش درذهن اوبعنوان یک خلاباقی میماندوانکشاف نمی یابد. بدهنی که یک خصلت مونث یاfeminine است، درصورت نبودپدردست نخورده باقیمانده وجانب مقابل آن یعنی masculinity درذهن طفل مذکررشدنمیکند. بدزبانی وفحاشی به این قسم در”نبودپدر”ویا”درنامردی پدر”رشدوانکشاف می یابد. فرویدمعتقداست که به دلیل نبودپدر، مادربد زبانی میکند( افرزات هرمون جنسی)واین بدزبانی ، بد زبانی رادرذهن طفل رشدونمو می بخشد.

Latency Stage این دوره ازسن شش سالگی تا دوران بلوغیت ادامه دارد. دراین دوره نیازهای جنسی سرکوب گردیده واطفال باجنس همنوع شان وقت شان رابه بازی میگذرانند.

Genital Stage یا دوران بعدازبلوغیت وآخرین مرحله انکشاف جنسیت اطفال. این دوره که از انتهای دوران بلوغیت آغازمیشوداحساس جنسیت بشکل نیازعینی باردیگرظاهرمیگردد. نظربه فرویددراین دوره اولویت لذت زندگی،ارضای نیازهای جنسی میباشد.این دوره را دوران adolescent fixation یا شکل ثابت گرفتن جنسیت وشخصیت اطفال وخوی وخواصی می نامند که در مرحله Phallic واردذهن طفل گردیده است. طفلی که درسنین شش سالگی تحت رول مدل “پدر نامرد- بمفهوم پدری که هورمون های مونث رفتارش را تعیین میکند”قرارداردویا پدردرخانواده وجودنداردخصلت فحاشی. بددهنی اش راتثبیت میکند.یکی ازدلایل اجتماعی آن رفتارمادراست که به دلیل افرازات اطفاناشده هورمون ها ونیازهای جنسی اش برزمین وزمان دشنام میدهد وفحاشی و بی تربیه گی را جزء تربیه و شخصیت طفل می سازد. به همین دلیل عوام الناس که ازروی تجربه ضرب المثل های عامیانه راتهیه کرده انددراینمورداصطلاح “بچه بیوه” و”زنچه”راابداع کرده اند.

یکی ازمشخصات مهم دیگراین دوره نظربه فرویدارضای غرایز جنسی خود فرد فحاش است. افراد بددهن طوریکه دربالا نیز تذکرداده شد؛ معمولا دروجودشان خواص هورمون های مونث حاکم اند آنهاهیچ زمانی ازطریق قرابت جنسی به ارضای کامل غرایزجنسی نمیرسند. زیرااین غرایز بطور حقیقی برای شان وجودندارند ودایما درحالت عصبانیت وناراضی بودن ازخودبسرمیبرند. اینها بهترین فحاشان وبدترین نمونه یک مردواقعی یایک زن واقعی اند. اینها درظاهرزن دارندوبدلیل فعالیت کروموزوم هاپدرنیرهستندولی درحقیقت امر”ارواح مونث درقالب مرداند”.

بنابه تحقیقات psychosexual analysts وازآنجمله زیگموندفروید، راول لوگاول، ایواجن جایونی ودیگران، فحاشی وبددهنی درمرحله بیداری جنیست(Phallic stage) نطفه بسته ودر مرحله Genital Stageبه بخشی ازتربیه وشخصیت انسان درروان اومبدل میگردد. ازاینقرار فحاشی وبددهنی درشکل آدیاباتیک (شکل لابراتواری یعنی حذف عوامل اجتماعی وفاکتورهای ذیدخل زندگی درجامعه طبقاتی)یک مرض روانی است که درضعف هورمون های مذکرازنظر فیزیکی ریشه دارد. هورمون های موتث که باتضعیف تولیدکروموزوم ها(پیر شدن زنی که هیئت وسیمای مرد را دارد)تقویت میگرددازحالت عادی بددهنی وبدعنقی به حالت نفرت انگیزی (obnoxious) بودن تبدیل میشود.

تذکر وب سایت شورش

زیگمون فروید وتئوری روانشناسی او”کنش افراد”رابرغرایزاستوارمیداند. اماماتریالیزم تاریخی غریزه، انگیزه، ظن، گمان وفراست رامراحل ماقبل آگاهی میداند. ازجانب دیگرما معتقدیم علل وعوامل روانی فحاشی”یک پیش زمینه”است. این پیش زمینه درصورت کاشتن تخم ایدئولوژی هرزه یعنی ایدئولوژی هایی گوناگون بورژوائی مانندماجراجوئی، اپورتونیزم، رویزیونیزم، آوانتوریزم و ایشتاریزم درکانال سیاسی می افتد (ایشتاریزم- برگرفته شده ازنام ایشتارخدای فحشا درجامعه آسوریان قدیم. چیزی راکه همین حالاساما(ادامه دهندگان)وسازمان انقلابی افغانستان ازطریق هرزه ها،لچک هاولات هائی مانندکبیرتوخی، س. رهاومیرویس محمودی ازطریق وب سایت افغانستان آزاد- معبدایشتار—علیه جنبش مائویستی افغانستان انجام میدهند). دراینجایک فاکتوردیگرنیزشامل است که همانا شرایط زندگی این لچک ها ولات ها میباشد، زیرااین شرایط حدت وشدت وحجم فحاشی آنهاراتعین میکند.بنابه همین دلایل ماباترسیم علمی شرایط زندگی وایدئولوژی این هرزه ها دردوفصل آینده نشان میدهیم که این تنهاعلل روانی نیست که این موحودات آدم نمارابه فحاشی واداشته، بلکه عوامل وفاکتورهای دیگرنیز وجود دارندکه نقش اساسی وضریب رادرکارزارفحاشی وهرزه گی آنهابازی میکنند. پایان بخش اول 8اگست 2013

یادداشت ها

درتهیه این سندازکتاب هاماخذزیرین استفاده شده است.

1- Das Ich und das Es-نفس وهویت) نوشته زیگموند فروید

2- پژوهشی درموردهستریا Studien über Hysterie نوشته زیگموند فروید

3- مقالاتی درباره مسایل جنسی . نوشته زیگموند فروید

4- ژورنال ACPNA شماره 8و 9 و 10

5- Personal Character and Social Behavior منش فردی وکنش اجتماعی- پروفیسرر. لوگاول

6- کنش اجتماعی وآزادی بیان Social Behavior and freedom of Speech نوشته پروفیسر ویلیام هیز- William Hays

7- Statistics of suicide and Verbal Abuse in the USA آمارخودکشی وزخم زبان َ

8- The Role of Statistics in Social Scienceنقش آماردرعلوم اجتماعی پروفیسر William Hays

9- سینوهه داکترفرعون، اثر میکاوالتاری

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Organization of the Workers of Afghanistan(Marxist-Leninist-Maoist,principally Maoist)


http://www.mlmprincipallymaoism.wordpress.com

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s