جنبش مائوئیستی

توضیحاتی بر سومین نامه ی ارسالی یکتن از اعضای سابق «سازمان رهایی افغانستان

قسمی که در توضیحات نامه‌های اول و دوم گفتیم، نگارنده ی نامه‌ها از جمله ی اعضای سابقه ی «سازمان رهایی افغانستان بوده است و با کسب آگاهی تام از ماهیت رویزونیستی آن سازمان مرتد، از آن بیرون شده است

حال، سومین نامه ی رسیده از سوی آن دوست گرامی، را به نشر میرسانیم. ناگفته نباید گذاشت که موضع ما در قبال «عنوان» نامه ی وی که به شکل «سلسله وار» ارسال گردیده و به نشر میرسد، همان است که در توضیحات بر نامه ی دوم وی مرقوم داشتیم. در آن توضیحات گفته بودیم که «سازمان رهایی افغانستان» هرگز مائوتسه دون اندیشه نبوده است، و عنوان نامه‌ ارسالی، درست تر آن بود که « سازمان رهایی افغانستان، از اکونومیسم و رویزیونیسم سه جهانی، تا حسن البنائیسم « “ میبود. با توجه به مندرجات غنی نامه‌ها که در آن‌ها چهره ی خاین به مملکت «سازمان رهایی» افشاء گردیده و ماهیت رویزیونیستی و تسلیم طلبی طبقاتی و ملی این سازمان در لحظه ی کنونی به نقد و افشاء گری کشیده شده است، ما این نامه‌ها را و اینک نامه ی سوم آن دوست را، نقل مطابق اصل، به نشر میرسانیم. امیدواریم که نشر این نامه ها، در افشاء مرتدان «رهایی» مؤثر واقع شده،و چپ انقلابی و مائوئیست کشور را هر چه بیشتر مصمم دارد که در برابر سوسیالاخوانیست ها ی این سازمان میهن فروش، مواضع قاطع و اصولی اتخاذ کنند

قبل از نشر متن نامه، مختصری را که به حیث درود از سوی نگارنده ی این نامه ها، به آدرس سازمان کارگران افغانستان ارسال گردیده است، نقل میکنیم. این مختصر رساننده ی آن است که دوست نگارنده ی ما، با جدیت و اصول پذیری تام، از رویزیونیست های «سه جهانی» گسسته

ااند و پیوند خویش را با مارکسیسم—لنینیسممائوئیسم

اعلام میدارند.

«…درود مائوئیستی خود را تقدیم رهروان مائو و یگانه ادامه دهنده راه صدر ما،رفیق اکرم یاری تقدیم میکنم.“

نامه ی سوم

سازمان رهایی؛از مائوتسه دون اندیشه تا حسن البنائیسم

شکیب دهقانی

بخش دوم

اجرای پروپوزل به تعویق افتاد

حزب کمونیست هرگیز مبارزه در چارچوپ قانونی را که رویزونیست ها موعضه میکنند،تحمل نمیکند.رویزیونیست ها از مبارزه مسلحانه وتمام مبارزات غیر قانونی سرباز میزنند وفقط به مبارزات وفعالیت قانونی می پردازند وفعالیت حزب ومبارزه توده هارا در چهارچوبیکه طبقات حاکمه مجاز میشمارند،محدود میکنند. آنها در برنامه اساسی حزب تجدید نظر کرده وحتی از آن دست برمیدارند، با صرف نظر کردن از انقلاب در برابری قوانین ارتجاع سر فرود میاورند“(نقل قول از مائوتسه دون ،هشتمین تفسیر از نامه سرگشاده حزب کمونیست شورویکتاب نه تفسیر).

سازمان رویزونیستی وخیانت پیشه یی رهایی تظاهرات سرکاری وراه جوری شده ودر تبانی با سیاف را زمانی برگزار میکند که چنگال خونریز استعمار باگذشت هر روز وباابدالآباد نمودنی بقای استعماری خود،میکوشد تا آرزوی رسیدن به کاخ بلند آزادی هم وطنان مارا تبدیل به هوس های بیهود ودست نیافتنی کند وبا ایجاد فاجعه های خونین متعدد توسط نوکرانیکه چیزی جز کارگزارانی اهدافهای شوم امپریالیسم امریکا وشرکاء،نیست،میخواهد توجه آزادیخواهان این مرز وبوم را سمت وسوی دیگر بدهد واز ظربه زدن به دشمن عمده واصلی(همان امپریالیسم امریکا) باز دارند وبه سرگرمیهای روزمره مصروف شان کند.این دیگر عمق فاجعه است که امپریالیسم تا مغز استخوان ما نفوذ کرده وتار وپود وهست وبودی ما را وحشی گونه نثار هوس های خود میکند. امریکا با همدستان خود وبا بکارگیری مزدوران وعمالان آزموده شده یی داخلی موفقیت بیشتری خود را در راستای به بند کشیدن ملت افغانستان واستفاده بهینه و همه جانبه از آنها می بیند ودر زمینه یی به خدمت درآوردنی عناصر ویاجنبشهای مزدوریکه در ظاهر عمل ضد استعماری انجام میدهد ولی حقیقتآ خادم ارتجاع،آستان بوس استعمار وجاده صاف کن امپریالیسم است از هیچ روباه صفتی یی دریغ نمیکند(برایشان انجو میدهد،مدال میدهد،برای حزب علنی واخوان زده یی شان اجازه فعالیت میدهد، نامهای شان را در رسانه های فاسد ومزدور که هیچ سخنی ضد منافع ارباب نمیزنند،به لب میاورد وازآنها منحیث آگاه وانقلابی یاد میکند،و…)تا نام این چنین جنبش ها بیشتر بتواند بین توده های زحمتکش آشنا شده وآنهارا به سراب برده واز آنها به نفع خود وارباب خود استفاده کند. این مزدوران با هیاهوی بیشرمانه تجاوز امپریالیسم را توجیه کرده وبا عمده نشاندادن دشمنانی در حال حاضر غیر عمده برای بقای استعمار ونهادینه کردن فرهنگ مستعمره بودن صلواتمیفرستند.

به دور از حقیقت نیست که گفته میشود سروصدای عمالان ارتجاع در خیابانها،به امری خودی امریکا ودست نشانده اش (کرزی) با درجریان گذاشتن آقای سیاف صورت گرفته است وقسمیکه از یخن پارگیهای این مزدوران در رسانه ها دیده میشدمرگ بر رهبران تنظیمی،مرگ بر ایران ومرگ بر پاکستاناین اخوانی زده ها تشویق عضیمی را در قبال این زحمات شایان خود به امپریالیسم امریکا، بدست آورده باشد.می بینیم این چاپلوسان درباری با گلوپاره کردنهای بی مفهوم شان چطور میخواهد به استعمار خدمت کندپاکستان بالای خاک ما (ولسوالی گوشتی ولایت ننگرهار) تجاوز کرده است ودولت ضعیف آقای کرزی توان مقابله با آن را ندارد پس به نیرویی دیگری ظرورت است تا ازدست پاکستان در امان باشیم“.

این خادمان استعمار فکر میکند که با ماستمالیهای بیشرمانه شان خواهد توانست به مردم بقبولاند که تجاوز نیروهای پاکستانی به خاک افغانستان به دستور امریکا نیست وبدون مشوره با ناجیی بشریت(امپریالیسم امریکا) این کار صورت گرفته است ویا دولت پوشالی ومزدور(به گفته یی سازمان رهایی:آقای کرزی) نیز درجریان نیست وحالا که از موضوع خبر شده سخت در تلاش است تا از وطن دفاع کند ودست بیگانگان را از این خاک دور کند.این سازمان به این باور است (یامزورانه بخاطری تحمیق توده هاوحصول رضای صاحب تلاش دارد)که آقای کرزی(دموکرات) صادقانه میخواهد به وطن خدمت کند ودر راستای پیشبرد امورات واتخاذ تصمامیم وتدابیر مستقل است،این سازمان تجاوز وحشیانه یی امپریالیسم امریکا وبیش از سی کشوری دیگر را در افغانستانانترناسیونالیسم پرولتری(وحشیگری)” خوانده واز این کار شان ممنون است ولی حالا فاجعه هاییکه دونری شان پاکستان ولی آردری شان از واشنگتن میاید ،تجاوزبخاک خوانده وآن را تنها به گردنی پاکستان میاندازد تا در خوری توان ارباب را بتوان تبرئه کرد“.

تا نباشد چیزکی ، مردم نگوید چیزها!

بعد ازاینکه تضاهرات سرکاری یی حزب همبستگی افغانستان که با اکمال امریکا وبا خرید چند کارگری گرسنه یی سری چوک(برای هرکارگر مزد یکروز کار یعنی 300افغانی داده شده است) به انجام رسید مسئولین(به خدمت گرفته شده گان) این تظاهرات به عجله خود را از صحنه ناپدید کرده (بدونی اینکه اجرت بسیاری از کارگران کرایی را بپردازد)وبعد از اندک زمانی پشت دروازه های یوناما وسفارت امریکا دیده میشود ویکی از آنها هم راهی یی ارگ میشود تا از چیزهاییکه برایشان درقبال این ناشیگری شان وعده داده شده بود،دریافت کنند وبعد از انتظار چندین ساعته،آقایان کمی نا امید تر به قرار گاه برمیگردد.علت این سرگردانی از طرف یکی از اعضای پایین رتبه وبخواب خرگوشی رفته یی این حزب از ایشان پرسیده میشود وجواب دریافت میکند که:”باوجودیکه ما جواز تظاهرات را از وزارت داخله گرفته بودیم بازهم چند تن از اعضای ما بدون کدام دلیل دستگیر شده وما بخاطری رهایی آنان به قوماندانی وامنیت رفته بودیم وچون روز پنجشنبه است برای ما گفته شده است که باید تا روز شنبه صبر کنیم واین برای ما بسیار درد آور است که ما اینجا باشیم واعضای محترم ما در زندان هابه سر ببرند“.؟!

دلیل واقعی نگرانی آقایان چیست؟

زمانیکه انقلابیون محترم با دوسیه های مملو از پروپوزل وخواهشات چون کودکانه از والدین به درگاه یوناما ودیگر صاحبان خود میرسد برایشان گفته میشود که حالا نوبت شما نیست قبل از آن کارهای است که ماباید انجام بدهیم واز طرف دیگر آقای کرزی نیز درهمین روز در کشور حضور ندارد وچون پروژ های شما در رابطه با خودی آقای کرزی است پس حضور ایشان لازم است ودقیقآ زمانیکه این انقلابیون از ارگ نیز همین جواب را می شنود (حالا آقای کرزی ومشاورین نزدیکش نیست) ، همین است که این آقایان به دست وپایچه زدن میافتاد که چند روزی دیگر ما باید صبر کنیم تا کار ها اجرا شود وهمین به تاخیر افتادنی پروپوزل ها انقلابیون را سر گردان میکند تامجبور میشود دستگیری کارگران اجیری را دلیل نگرانی خود ذکر کند(درحالیکه همان قسم که در نامه قبلی ذکر کردم دفاع از همچون کارگران در این حزبسازمان رهاییبه دشمنی با آنها تبدیل شده است بجز مواقعیکه بتواند از آنها سوء استفاده کند)،انتظار بدست آوردنی تحایف تا آمدنی کرزی ورسیدن نوبت آنها به یوناما برای آقایان انقلابی ذره ای مشکیل تکیه میکند وفورآ با دیگر مزدوران همنوع خود چون جامعه مدنی وحقوق بشر به یخن پارگی دست میزند که چرا فردا جمعه است تا روز شنبه آزادی یی دستگیر شده گان ما دیر میشود(اجرای پروپوزل وفند و وند دیر میشود) وبعد ازآن مدت چند روزی درسایت هاورسانه های مختلف می بینیم که چه الم شنگه به پا شده است گویا تظاهرات از طرف جامعه یی مدنی بوده وافراد آنها دستگیر شده است .بله درست است حزب همبستگی ومزدوران جامعه یی مدنی تمامآ در پیوند باهم مزدوری میکند وفایده یی یکی فایده یی دیگریست ،بادار یکی –باداری دیگریست واز اینجاست که ما به نتیجه یی اصلی میرسیم و منشاء نگرانی آقایان را هم دریافت میکنیم ،آری جان کلام اینجاست ــ اجرای پروپوزل به تعویق افتاد.

 

 

پایان بخش دوم

مرگ بر سوسیال اخوانیزم

پیش بسوی انقلاب سرخ وسوسیالیسم

کاپیتالیسم غایی ” اخوان المسلمین

نویسنده: ژلبرت اشکار

منبع: لوموند دیپلوماتیک، شماره ی ماه ی اپریل 2013 میلادی

 


در زیر، متن سخنان رفیق “سنباد” عضو کمیته ی مرکزی سازمان کارگران افغانستان (م.ل.م) را میخوانید. وی تجاوز اخیر رژیم ارتجاعی پاکستان به خاک افغانستان و مشخصا ولسوالی گوشتی ولایت ننگرهار را تقبیح نموده و تصریح میکند که این تجاوز به دستور اربابان امپریالیست پاکستان صورت گرفته است.

 

های و هوی من درآوردی

برخورد های مرزی درین اواخر  میان افغانستان و پاکستان، نفرت عمیق مردم کشور ما را بار آورده است . جواسیس امریکا و شرکا  با راه اندازی های و هوی من در آوردی  سعی میکنند که اشغال کشور را توسط امپر یالیزم جهانی  در ذهنیت مردم کمرنگتر سازند و به باور خود شان با این مانور ها دولت مزدور و دست نشانده را صاحب حاکمیت و تمامیت ارضی جلوه دهند . آنها کور خوانده اند افغانها در مسیر تاریخ به کرات نشان داده اند که با هر متجاوز دلیرانه می رزمند و نمی گذارند که متجاوزان سر انجام  وطن شانرا تصاحب کنند . درست  است که  در کوتاه مدت متجاوزان نیرومند  بر این کشور حاکم شده اند تاریخ گواه است که  سر انجام هر متجاوزی  چون کرگسان ناکام  با منقار خونین فرار را بر قرار ترجیح داده با خفت و خواری از سرزمین ما رانده  شده اند .

 

ما بدین باوریم که پاکستان به دستور سی. آی. ای به ولسوالی گوشتی این آب و خاک تجاوز نموده است و پیشروی های مرزی این کشور ارتجاعی به دستور باداران غربی او صورت می گیرد. در غیر آن، حاکمیت مزدور پاکستان هیچگاه جرات حمله را به خاک کشور ما نداشته و ندارد.

استاد حقوق و آگاه امورسیاسی آقای … میگوید:

(( پاکستان یکی از کشور های مرتجع در منطقه است که همیشه نقش تخته خیز برای جهانخواران و متجاوزین غربی را بالای کشورهای همسایه عهده دار بوده و برنامه های بی ثبات سازی و جاده صاف کن انگلیس و امریکا از همین مسیر به کرات بالای کشور ما عملی شده است و تا وقتی که این کشور کثیف وجود دارد افغانها بایستی حد اعظمی هوشیاری سیاسی  خود رابکار گیرند تا از شر این ژاندارم امپریالیزم در منطقه در امان باشند .))

استاد دانشگاه حقوق اضافه میکند که :

(( حمله پاکستان بر مرز های کشور ما توسط گروه های فکری امریکا(تینگ تانک ها) از مدت ها بدینسو برنامه ریزی شده بود تا با این مانور اهداف رزیلانه امپریالیزم درکشور ما و منطقه عملی شود ))

امریکا دیروز اعلان کرد که خواهان ایجاد 9 پایگاه نظامی در ولایات مختلف افغانستان بعد از 2014 می باشد .

های و هوی من در آوردی عمال حکومت دست نشانده شکلی و پرده پوشی از اصل اشغال که اضافه از یک دهه است توسط امریکا و شرکا بر کشور ما نموده اند چیز دیگری نمیتواند باشد . اگر این آقایان و خانمهای وطنپرست که در جاده ها گلو پاره می کنند و تجاوز پاکستان را تقبیح می نماییند!! چرا بر ضد اشغالگران  امریکایی که سالهاست بر سینه مردم سوار اند شعار نمی دهند ؟؟؟ درست است که پاکستان دست به رذالت زده و باید مردم آزادی خواه کشور علیه آن به پا خیزند ولی نباید فراموش کرد که بادار بزرگ پاکستان سالهاست که کشور ما را اشغال کرده و آزایخواهان درفش مبارزه را با این جهانخوار و نوکران طالبی و دولتی آن بر افراشته اند . وطنپرستان واقعی در کنار این درفش چون دژ استوار ایستاده اند و با گذشت هر روز صفوف شان نیرومند و نیرومند تر می شود .

              به پیش در راه مبارزه با هر متجاوز که بر کشور ما تجاوز می کنند !

نهم ماه ی می، 2013 میلادی

_____________________________________________________________________________________________

توضیحاتی بر یک نامه ی ارسالی

نبشته ی زیر، دومین نامه-نبشته ی ارسالی از یکتن از اعضای سابق سازمان “رهایی” است. نامه ی قبلی اش را نیز در وبسایت خویش به نشر رسانده بودیم.

نامه ی دوم وی در برگیرنده ی افشاء گری های زیادی است که چهره ی کریه روزیونیسم رهایی را که بر مبنای وند-فند-سوسیال اخوانیزم و کرنش و تسلیم شدن در برابر ارتجاع بین المللی و ملی  می چرخد بیشتر برملا میسازد. ارزش این نامه در آن است که نویسنده خود ادعا دارد که در لجن عضویت این سازمان غرقه بوده و الحال از آن ورطه نجات یافته و شاهد همه جنایات ضد توده یی این سازمان بوده  است. وی به مثابه ی شاهد زنده ی انجو-بازی ها و وند و فند گرایی های سازمان رهایی، جهت آنکه وجدان انقلابی خویش را با گسستن از رویزیونیسم و سوسیال-خیانت طلبی “رهایی” رستگاری بخشد، مطالب جالبی را در خصوص این سازمان و زنده گی سازمانی رهبری خاین به توده های آن بر ملا ساخته است. با اینهمه نشر این نامه، تایید کننده ی مواضع اساسی نویسنده ی آن از سوی ما نیست. نویسنده هنوز اسیر توهم است و سازمان رهایی در زمان رهبری داکتر فیض را یک سازمان مائوتسه دون اندیشه می داند. این همان توهمی است که بخش اعظم گسسته گان و انشعاب کرده گان از این سازمان

، اسیر آن اند. با آنکه نویسنده ی نامه از اکونومیسم سازمان رهایی یاد میکند اما این اکونومیسم را مربوط به دوره ی بعد از کشته شدن داکتر فیض میخواند. حال آنکه منسوبین جنبش انقلابی پرولتری کشور متفق اند که سرشت سازمان رهایی از اکونومیسم برخاسته است. این سازمان، حتی زمانی که بنام گروه انقلابی خلق های افغانستان یاد میشد، از بدو ایجاد خویش نماینده ی گرایش اکونومیستی بود و سپس با تغیر نام و اتخاذ مواضع تیوری سه جهان دنگ شیائو پینگ خاین، به رویزیونیسم عریان و رسوا گرایید. این گرایش، نه بعد از داکتر فیض، بلکه در اوج فعالیت “ضد سوسیال امپریالیستی”  سازمان رهایی تحت رهبری داکتر فیض صورت پذیرفته است. آیا تظاهر به ضدیت اصولی با سوسیال-امپریالیسم از مجرای تیوری رویزیونیستی سه جهان و لمیدن در پناه ی سوسیال-امپریالیستی دیگر امکان پذیر است؟ پر هویدا است که :خیر!

نیز نویسنده ی نامه در جایی تاخت و تاز بیهوده بر چپ انقلابی و کمونیست نموده، و با قیاس مع الفارق داکتر فیض با استالین کبیر، مدعی میشود که:

 “این سازمان که بعد از سال 1986(مرگ کمونیست قهرمان:داکتر فیض”-چره پراگنی های مولودین ناقص جنبش چپ درباره یی این کمونیست بزرگ نیز وجود دارد اما این چنین افترا ها به تهمت های خروشچفی بعد از مرگ استالین،شباهت دارد)…الخ”

ما از نویسنده ی نامه میپرسیم که: آیا اتخاذ تیوری ارتجاعی و رویزیونیستی سه جهان  دینگ شیائو پینگ از سوی داکتر فیض احمد و قرار دادن آن به مثابه ی سنگ بنای سازمان رهایی، خود دلیلی محکم و انکار ناپذیر به رویزیونیست بودن داکتر فیض نیست؟ پس چگونه از سر احساسات و نسنجیده وی را “قهرمان کمونیست” خوانده و چپ انقلابی را که چهره ی اصلی داکتر فیض و سازمان رهایی را به بررسی گرفته اند، مولود ناقص خوانده و درک درست این چپ را ” چره پراگنی” میخواند؟

عنوان نامه ی ارسالی، از دیدگاه ی ما بایست  چیزی از این دست میبود:

“سازمان رهایی، از اکونومیسم و رویزیونیسم سه جهانی تا حسن البنائیسم”

اگر نویسنده ی نامه واقعا خواستار آن است که به توده ها بپیوندد(قسمی که خود این خواست را در نامه ی خویش مطرح نموده است)، باید به گونه ی کمونیستی قضایا و پدیده ها را بسنجد. باید جرئت به خرج دهد که منبع اصلی رویزیونیسم سازمان رهایی یعنی خط اکونومیستی-سه جهانی داکتر فیض احمد را به نقد و رد کشد. در غیر آن، مواضع وی در برابر سازمان”رهایی” ، نه از موضع پرولتری، بل از موضع یک آزرده خاطر از سازمان رهایی بوده، و در بهترین حالت، نقد وی یک نقد بورژوا-رفرمیست خواهد بود نه نقد یک نویسنده ی مائوتسه دون اندیشه.

امیدواریم نویسنده نامه انتقادات ما را برتافته و بداند که: هر کسی حق دارد که مواضع خویش را اعلام کند و باید تحمل پذیری برتافتن نقد پرولتری را داشت.

ما از نقطه نظر طبقه ی کارگر، سازمان “رهایی” را نقد میکنیم و آنرا از بدو تاسیس بدینسو یک سازمان رویزیونیست میخوانیم. نویسنده ی نامه میتواند به درک ناقص خویش از ماهیت این سازمان ابرام ورزد. این حق اوست. از دیدگاه ی ما، چه بهتر که وی درک خویش از این سازمان را عمق بیشتر بخشیده و نقد خویش را از منظر طبقه ی کارگر ارائه دهد. آنگاه است که تفاوت های بنیادینی که میان وی و راهیان راه ی رهایی طبقه ی کارگر است، با پیوستن وی به خط انقلابی پرولتری، بر طرف خواهد گشت.

                                                                سازمان کارگران افغانستان(م.ل.م)

                                                                 7 می 2013 میلادی

 برای دسترسی به متن نامه ی ارسالی، فایل زیر را باز کنید

سازمان رهایی از مائوتسه دون اندیشه تا حسن البنا ئیسم

—————————————————————————————————————————————————-

یک نامه ی رسیده

خیانت دیگر در راه است

دیوار موش دارد ،موش گوش دارد

قبل از همه فرا رسیدن اول ماه می،روز جهانی کارگر را به تمام زحمت کشان جهان بخصوص کارگران میهنم تبریگ میگویم، وبه امیدی آنروزیکه بازوان ستبری آنان از زیر یوغ استعمار واستثمار رهایی یافته وهمچو تناب دار برگردنی مزدوران،وطن فروشان وتسلیم طلبان خایین به کارگر،بگردد وآنهاییکه در زیرنام دفاع از حق کارگر بدترین جنایت ها را به آنها کردند به دار خلق آویخته وبه سزای که حق شان است برساند.

قرار است سازمان ضد انقلابی واخوانی گونه یی رهایی این سال در تظاهرات ساختگی وراه جوری شده یی به مناسبت هشت ثور،برخلاف سال گذشته عکس کرزی را باخود حمل نکند وبه اصطلاح خودی شان” چلیپا زده ونسوزاند” چرا؟ آیا این سازمان خایین به چپ پارسال در محاسبات خود اشتباه کرده وامسال فهمیده که کرزی خایین وجنایتکار نیست، آیا خیانتها،جنایتها و وطن فروشی یی کرزی جدا از مزدوران هفت وهشت ثوری است؟ وآیا؟؟؟؟؟ دهها سوال تمسخر آمیزی دیگر.

نه، جنایت ها ومزدوری این عروسک کوکی را هیچ انسان باغیرت وشرافت مند انکار کرده نمیتواند وهم چنان جدا کردنی کرزی از وطن فروشان خلق وپرچم وجهادیان خونخوار هشت ثور،نیز خود یک وطن فروشی دیگر است، کرزی باتمام مزدوری اش بار دیگر به مثابه یک قیف بود که تمام سگان وحشی را از آن گذرانده وبا دریشی ونکتایی بیرونشان کردند.

میگویند در تظاهرات سرکاری سال گذشته یی سازمان رهایی بعد از اینکه پروپوزلها به دروزاه موسسات وارگ رفت کرزی از چیزیکه وعده کرده بود برگشت)درکنار اینکه این سازمان خون شهدای راه آزادی ومبارزه را از طریق فندبازی وپروپوزل نویسی ازجان کیری طلب میکند) وهمین بود که امسال تصمیم گرفته تا با نسوزاندنی عکس کرزی،دل آقا را بدست آورده  وفند و وند وچیزی بدست بیاورد(همان قسم که شعار سازمان رهایی است :اول خود را سیر کن وبعدآ اگر اضافه شد به مردم خیرات کن که هیچوقت اضافه نخواهد شد).

زمانی انقلابیون واقعی میگفت:”سازمان رویزیونیستی رهایی خایین به چپ وهمچون لکه سیاه وننگین بر دامن جنبش چپ وانقلاب افغانستان است” آنزمان،زمانی بود که این سازمان جنایت ها وساخت وباخت های خود را در پرده پندارهای چپی وتاحدی مخفیانه انجام میداد(کمپاین به کرزی به خاطری وعده شدن دو مقام وزارت،حزب بازی علنی ویا دکان تجارت،انجوبازی(موسسه حاکا وموسسه آفسیکو)،انجمن بازیهای مزخرف ،مدال بازیها ودهها جنایت وخیانت دیگر، ولی امروز این سازمان تنها خایین به طبقه کارگر وجنبش چپ نیست بلکه دشمن عمده یی زحمت کشان وانقلابیون به شمار میرود وبا دایر کردنی کورس های به اصطلاح “سواد آموزی” به تبلیغ واشاعه تفکر اخوانیزم میپردازد چنانچه در شروع کورس های خود هدف خود را اینطور بیان میکند”تبلیغ واستفاده درست از ارشادات دین مقدس اسلام وفرهنگ اسلامی”،وبا این جمله میخواهد اختلافات را از بین ببرد” چطور ما انسانها یکسان هستیم؟ ماوشما اصلا از یک پدر ومادر (آدم وحوا) متولد شدیم وخداوند(ج) بزرگ ودانا میدانست که نفوس بندگانش در روی زمین زیاد میشود بهمین خاطر ما هارا قوم قوم،طایفه طایفه ورنگ رنگ گردانید تا از یکدیگر شناخته شویم ولی این تفاوتها دلیل بر برتری یکی بالای دیگری نیست مابراین شدیم تا این آگاهی را به بنده های کم دانش خداوند بدهیم”( از: اهداف کورسهای سواد آموزی) وبه همین منوال اسلامی بازیهای اسفناک خود را هم طراز احزاب جنایتکار اسلامی کرده است ویک سازمان اخوانی محسوب میشود.

میگوید در جلسه ئیکه بخاطری برگزاری تظاهرات به روز پنجشنبه تاریخ2013/04/29، بعضی بی خبران وبه خواب خرگوشی رفته های این سازمان داد وفریاد کرده بود که “ماباید عکس کرزی را نیز باخود داشته باشیم حداقل چلیپا بزنیم اگر در ندادیم،درغیر آنصورت دشمنان(سازمانها واحزاب انقلابی) چه خواهد گفت وآنها میفهمد که ما باکرزی سازش کردیم” ولی نفرای اصلی گفتند”دشمن یقینآ دنبال ما حرف میزند ولی ما با آنها کاری نداریم ما مبارزه(ساخت وباخت وخیانت) خود را میکنیم. ونزاع گودیگگ های سیاسی بر سری این بوده که یکی میگویند کرزی سر جنایتکار است و کوکی دیگرش میگویند ما کرزی را سر جنایتکار نمی شناسیم وخیانت های کرزی با وطن فروشان خلق وپرچم ومزدوران هشت ثوری قابل مقایسه نیست،”کرزی یک دموکرات است وتنها شتباه اش امضاء پیمان استراتژیک است ودیگر جنایت نکرده است(امضای پیمان استراتژیک به نظر این سازمان یک جنایت اندک به حساب میاید) واز ترهات دیگر این سازمان اینست که:” ما باید دیگرکلمه جهاد را بیجا بیجا استفاده نکنیم چون جهاد یک مقوله مقدس از اعتقادات ومقدسات ما است(جهاد فی سبیل الله)”

سازمان اخوانی رهایی که هیچوقت بعد از سال 1365 دیگر مربوط جنبش چپ نمیشد (عده ئیکه واقعآ دل شان برای مردم وخدمت به آنها می طپید همیشه به همین جرم خودها به انزوا کشانیده میشد) با مزدوری ها وتسلیم طلبی های متعدد ومشخص،به غلامی غلامان در آمده است(کرزی وجهادیان مزدور امریکا وسازمان رهایی مزدوری کرزی وجهادیان،اینبار با یک سازش دیگر کاملآ در صف مقابل زحمت کشان وانقلابیون قرار گرفته است وجنایتهای خود را علنی کرده است.(از خایینان هرچه گفته شود کم است ولی بدلیل ذیق بودنی وقت ونداشتن امکانات کمپیوتر وانترنت خواستم شمه یی از جنایتهای این مزدوران را باز گوکنم وتکویل نمودنش را بدوش شما میگذارم ولی دیگر باید با این سازمان به مثابه یک سازمان جنایتکار برخورد کرده ومبارزه کرد) واین مبارزه بیشتر بدوش کسانی میماند که بخوبی میداند ماهیت این سازمان چگونه است.

تقدیم به انقلابیون واقعی افغانستان!

(یکی از اعضای بیرون شده یی سازمان رهایی)

توضیحاتی بر یک نامه ی ارسالی

نبشته ی زیر، دومین نامه-نبشته ی ارسالی از یکتن از اعضای سابق سازمان “رهایی” است. نامه ی قبلی اش را نیز در وبسایت خویش به نشر رسانده بودیم.

نامه ی دوم وی در برگیرنده ی افشاء گری های زیادی است که چهره ی کریه روزیونیسم رهایی را که بر مبنای وند-فند-سوسیال اخوانیزم و کرنش و تسلیم شدن در برابر ارتجاع بین المللی و ملی  می چرخد بیشتر برملا میسازد. ارزش این نامه در آن است که نویسنده خود ادعا دارد که در لجن عضویت این سازمان غرقه بوده و الحال از آن ورطه نجات یافته و شاهد همه جنایات ضد توده یی این سازمان بوده  است. وی به مثابه ی شاهد زنده ی انجو-بازی ها و وند و فند گرایی های سازمان رهایی، جهت آنکه وجدان انقلابی خویش را با گسستن از رویزیونیسم و سوسیال-خیانت طلبی “رهایی” رستگاری بخشد، مطالب جالبی را در خصوص این سازمان و زنده گی سازمانی رهبری خاین به توده های آن بر ملا ساخته است. با اینهمه نشر این نامه، تایید کننده ی مواضع اساسی نویسنده ی آن از سوی ما نیست. نویسنده هنوز اسیر توهم است و سازمان رهایی در زمان رهبری داکتر فیض را یک سازمان مائوتسه دون اندیشه می داند. این همان توهمی است که بخش اعظم گسسته گان و انشعاب کرده گان از این سازمان

، اسیر آن اند. با آنکه نویسنده ی نامه از اکونومیسم سازمان رهایی یاد میکند اما این اکونومیسم را مربوط به دوره ی بعد از کشته شدن داکتر فیض میخواند. حال آنکه منسوبین جنبش انقلابی پرولتری کشور متفق اند که سرشت سازمان رهایی از اکونومیسم برخاسته است. این سازمان، حتی زمانی که بنام گروه انقلابی خلق های افغانستان یاد میشد، از بدو ایجاد خویش نماینده ی گرایش اکونومیستی بود و سپس با تغیر نام و اتخاذ مواضع تیوری سه جهان دنگ شیائو پینگ خاین، به رویزیونیسم عریان و رسوا گرایید. این گرایش، نه بعد از داکتر فیض، بلکه در اوج فعالیت “ضد سوسیال امپریالیستی”  سازمان رهایی تحت رهبری داکتر فیض صورت پذیرفته است. آیا تظاهر به ضدیت اصولی با سوسیال-امپریالیسم از مجرای تیوری رویزیونیستی سه جهان و لمیدن در پناه ی سوسیال-امپریالیستی دیگر امکان پذیر است؟ پر هویدا است که :خیر!

نیز نویسنده ی نامه در جایی تاخت و تاز بیهوده بر چپ انقلابی و کمونیست نموده، و با قیاس مع الفارق داکتر فیض با استالین کبیر، مدعی میشود که:

 “این سازمان که بعد از سال 1986(مرگ کمونیست قهرمان:داکتر فیض”-چره پراگنی های مولودین ناقص جنبش چپ درباره یی این کمونیست بزرگ نیز وجود دارد اما این چنین افترا ها به تهمت های خروشچفی بعد از مرگ استالین،شباهت دارد)…الخ”

ما از نویسنده ی نامه میپرسیم که: آیا اتخاذ تیوری ارتجاعی و رویزیونیستی سه جهان  دینگ شیائو پینگ از سوی داکتر فیض احمد و قرار دادن آن به مثابه ی سنگ بنای سازمان رهایی، خود دلیلی محکم و انکار ناپذیر به رویزیونیست بودن داکتر فیض نیست؟ پس چگونه از سر احساسات و نسنجیده وی را “قهرمان کمونیست” خوانده و چپ انقلابی را که چهره ی اصلی داکتر فیض و سازمان رهایی را به بررسی گرفته اند، مولود ناقص خوانده و درک درست این چپ را ” چره پراگنی” میخواند؟

عنوان نامه ی ارسالی، از دیدگاه ی ما بایست  چیزی از این دست میبود:

“سازمان رهایی، از اکونومیسم و رویزیونیسم سه جهانی تا حسن البنائیسم”

اگر نویسنده ی نامه واقعا خواستار آن است که به توده ها بپیوندد(قسمی که خود این خواست را در نامه ی خویش مطرح نموده است)، باید به گونه ی کمونیستی قضایا و پدیده ها را بسنجد. باید جرئت به خرج دهد که منبع اصلی رویزیونیسم سازمان رهایی یعنی خط اکونومیستی-سه جهانی داکتر فیض احمد را به نقد و رد کشد. در غیر آن، مواضع وی در برابر سازمان”رهایی” ، نه از موضع پرولتری، بل از موضع یک آزرده خاطر از سازمان رهایی بوده، و در بهترین حالت، نقد وی یک نقد بورژوا-رفرمیست خواهد بود نه نقد یک نویسنده ی مائوتسه دون اندیشه.

امیدواریم نویسنده نامه انتقادات ما را برتافته و بداند که: هر کسی حق دارد که مواضع خویش را اعلام کند و باید تحمل پذیری برتافتن نقد پرولتری را داشت.

ما از نقطه نظر طبقه ی کارگر، سازمان “رهایی” را نقد میکنیم و آنرا از بدو تاسیس بدینسو یک سازمان رویزیونیست میخوانیم. نویسنده ی نامه میتواند به درک ناقص خویش از ماهیت این سازمان ابرام ورزد. این حق اوست. از دیدگاه ی ما، چه بهتر که وی درک خویش از این سازمان را عمق بیشتر بخشیده و نقد خویش را از منظر طبقه ی کارگر ارائه دهد. آنگاه است که تفاوت های بنیادینی که میان وی و راهیان راه ی رهایی طبقه ی کارگر است، با پیوستن وی به خط انقلابی پرولتری، بر طرف خواهد گشت.

                                                                سازمان کارگران افغانستان(م.ل.م)

                                                                 7 می 2013 میلادی

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s